برگردان به زبان ساده
الهی به قربان سرگشتگانت
سرم خاک پای خراباتیانت
هوش مصنوعی: خدایا، جانم فدای دلباختگان و عاشقانی شود که در عشق تو سرگردان هستند و پای افرادی که در عشق و مستی به تو افتادهاند، خاک میشوم.
دل غچه تنگ از لب لاله رنگت
گل، آتش به جان ا ازا رخ ارغوانت
هوش مصنوعی: دل من از نگاه زیبای تو به شدت ناراحت و آشفته است. به خاطر رنگ لبهای تو، آتش در جانم شعلهور است و زیبایی چهرهات مثل گل ارغوانی، قلبم را میسوزاند.
قضا تیغی از غمزهٔ جان شکارت
قدر تیری از ابروی شخ کمانت
هوش مصنوعی: سرنوشت همچون تیری است که از چشمان زیبایت پرتاب میشود و میتواند جانم را هدف قرار دهد، مانند تیری که از ابروی کماندار شگفتانگیزی رها میشود.
جبین جهان بر زمین نیازت
سر سروران خاک سرو روانت
هوش مصنوعی: پیشانی جهان بر زمین به خاطر نیاز تو، سرورانی از خاک و روح تو هستند.
به هم بر زدم بی تو دیر و حرم را
ندانم کجایی که جویم نشانت
هوش مصنوعی: من به خاطر نبودنت با همه چیز در جنگ هستم و نمیدانم در کجای این مکان مقدس هستی، اما به دنبالت میگردم تا نشانت را پیدا کنم.
ز سرگشتگانت، زمین نقش پایی
فلک گرد واماندهٔ کاروانت
هوش مصنوعی: از دلنگرانیهای تو، زمین نشان پاهایی از آسمان را به یادگار دارد که در انتظار کاروان تو ماندهاند.
شب قدر باشد دل عاشقان را
سواد سر زلف عنبر فشانت
هوش مصنوعی: در شب قدر، دل عاشقان مانند سایهای از موهای خوشبو و زیباست که به زیبایی میدرخشد.
خروش از نهاد هزاران برآرد
خروشی که خیزد ز زاغ کمانت
هوش مصنوعی: صدای بلندی از دل هزاران بلند میشود، صدایی که ناشی از پرتاب تیر کمان توست.
اگر باده نبود، بده شعله ساقی
چرا نیست پروای لب تشنگانت؟
هوش مصنوعی: اگر شرابی نبود، پس چرا ساقی نگران لبهای تشنه تو نیست؟
به برگ گلی، شادگردان دلم را
منم عندلیب کهن آشیانت
هوش مصنوعی: دل من شاداب و خوشحال مانند برگه گلی است و من همچون بلبل قدیمی، در آشیانه تو زندگی میکنم.
به راز فقیران شب زنده دارت
به سوز وگداز دل عاشقانت
هوش مصنوعی: به راز شبزندهداران که در فقر زندگی میکنند، نگاهی عمیق بینداز و به درد و احساسات عاشقان توجه کن.
به جان حبیبت، به سرّ خلیلت
به جاه شعیبت، به عز شبانت
هوش مصنوعی: به جان محبوب تو، به راز نزدیکترین دوستت، به مقام و منزلت شعیب، و به عزت و احترام شبانت.
به زنّار بندان، به تسبیح خوانان
به آیین رهبان، به دیر مغانت
هوش مصنوعی: این بیت به افرادی اشاره دارد که به آداب و رسوم خاصی پایبندند، مانند کسانی که به زنجیر یا دُرّست خویش وابسته هستند، یا به طرز خاصی عبادت میکنند و در کلیساها و میخانهها زندگی میکنند. این افراد به آیینهای مختلفی متعهدند و هر کدام در دنیای خود رنگ و بویی دارند.
که بر لب چشانی حزین را به مستی
یکی رشحه از جام دردی کشانت
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در کنار چشمان حزین، انسان مستی را تجربه میکند و حتی یک قطره از جام درد را نیز به همراه دارد.