برگردان به زبان ساده
از آن، سرم به هوای تو مایل افتاده ست
که آرزوی تو چون شعله در دل افتاده ست
هوش مصنوعی: سرم به خاطر عشق تو خم شده است، زیرا آرزوی تو مانند شعلهای در دل من روشن شده است.
چو نور در بصر و روح در دلی و هنوز
میان ما و تو صد پرده حایل افتاده ست
هوش مصنوعی: مانند نوری که در چشم تابیده و روحی که در دل وجود دارد، اما هنوز میان ما و تو موانع زیادی وجود دارد.
شهید کوی محبت شوم که هر گامی
هزار خضر در او، نیم بسمل افتاده ست
هوش مصنوعی: عاشق و طرفدار عشق میشوم، زیرا هر گامی که بردارم، در آن هزاران نکته و درس از زندگی وجود دارد و همه چیز به شکلی گیرا و عمیق است.
کسی که سجده به بیت الحرام عشق نکرد
ز قدر کعبه ی دیدار، غافل افتاده ست
هوش مصنوعی: کسی که به کعبه عشق نورزی نکرده، از ارزش و عظمت آن مکان مقدس بیخبر است.
ز یاد زلف تو، صد آرزو به دل گره است
که را به عشق چنین کار مشکل افتاده ست؟
هوش مصنوعی: از یاد زلف تو، دل پر از آرزوهای زیادی است، که نمیدانم چه کسی در عشق به چنین مسأله سختی دچار شده است.
حزین ، امید شفاعت زکس به حشر مدار
که عذر ما همه در گردن دل افتاده ست؟
هوش مصنوعی: ای حزین، امیدی به شفاعت از کسی در قیامت نداشته باش، زیرا دلیل و عذر ما همه به عهده دلمان است.