برگردان به زبان ساده
برخاست دل ز سینه و پیکان فرو نشست
تا پر خدنگ ناز تو در جان فرو نشست
هوش مصنوعی: دل از سینه بیرون آمد و تیر عشق تو در جانم فرود آمد و نقش خود را ماندگار کرد.
بود از نوای من همه جا شعله ها بلند
خامش نشستم، آتش سوزان فرو نشست
هوش مصنوعی: از صدای من در همه جا آتشها برافروخته شده بود، اما من در سکوت نشستهام و آتش سوزان به تدریج آرام گرفته است.
اشکم کمر به کینهٔ افلاک بسته بود
مژگان ز گریه بستم و طوفان فرو نشست
هوش مصنوعی: اشک من بر اثر کینهای که از آسمان داشتم، به شدت میریخت و مژههایم را از گریه پر کرده بودم که ناگهان طوفان آرام گرفت.
برخاست موج شِکوه ولی دل ز تاب رشک
دم در کشید و شورش عمّان فرو نشست
هوش مصنوعی: موجی از شکوه به وجود آمد، اما دل به خاطر حسادت و احساس فشاری که داشت، آرام گرفت و شور و هیجان حاکم بر اوضاع آرام شد.
افسرده شد جهان، چو حزین از میانه رفت
مجنون گذشت و شور بیابان فرو نشست
هوش مصنوعی: وقتی مجنون از میان رفت، جهان غمگین و افسرده شد و آن حال و هوای پرشور بیابان نیز به آرامش رسید.