برگردان به زبان ساده
گرچه پیمانه ی می مشرق نور دگر است
باده را در گل رخسار، ظهور دگر است
هوش مصنوعی: هرچند که ظرف شراب در شرق رنگ و نور خاصی دارد، اما جلوهی شراب در چهرهی زیبا، حال و حس متفاوتی را به نمایش میگذارد.
دل مشتاق و زبانِ اَرَنی گوی کجاست؟
ور نه هر سنگ درین بادیه طور دگر است
هوش مصنوعی: دل به شدت مشتاق است و زبانم میپرسد که معشوق کجاست؟ در غیر این صورت، هر سنگ و صخره در این بیابان به شکلی دیگر به نظر میرسد.
هرکه را کشور دل ملک سلیمانی شد
در نظر هر دو جهان، دیدهٔ مور دگر است
هوش مصنوعی: هر کس که دلش به وسعت و قدرت سلیمان باشد، در نگاه او، جهان به گونهای دیگر دیده میشود.
چه عجب گر رود از نالهٔ من کوه ز جا
بر لبم زمزمه ی عشق، زبور دگر است
هوش مصنوعی: عجب نیست اگر از گریه و نالهام، کوهها جابهجا شوند. روی لبم زمزمهای از عشق وجود دارد که مانند یک سرود جدید است.
نمک عشق به داغ تو حلال است حزین
که نمکدان سخن را ز تو شور دگر است
هوش مصنوعی: محبت و عشق مانند نمکی است که میتواند درد و رنج را تحملپذیر کند. در اینجا، درد مربوط به عشق به تو است و در عین حال، کلام و سخن من از تو سرشار از شور و هیجان است.