برگردان به زبان ساده
زانرو که زد به بلبل پرشور، پشت دست
تا حشر می گزد، گل مغرور، پشت دست
هوش مصنوعی: به همین دلیل که بلبل پرشور به سبب عشق به گل، در حالی که دستش را به گل زده، به شدت غمگین و ناراحت است و گل مغرور نیز او را نادیده گرفته و به او توجهی نمیکند.
در کوی عشق، پا به ادب بر زمین گذار
این بیشه، شیر می خورد از مور پشت دست
هوش مصنوعی: در محیط عشق، با احترام و ادب قدم بگذار. اینجا در این جنگل، یک شیر (که نماد قوا و قدرت است) از دست مور (که نماد ضعف و حقارت است) غذا میخورد.
دیشب به زور جام ادب سوز عاشقی
زد مستیم، به ساغر منصور پشت دست
هوش مصنوعی: دیشب با زحمت و سختی، عشق را در وجودم شعلهور کردم و تحت تأثیر آن حالتی از سرمستی به دست آوردم و از عطر وجود منصور بهرهمند شدم.
از فیض فقر، می زند امروز مدتی ست
کشکول ما، به کاسهٔ فغفور، پشت دست
هوش مصنوعی: از برکات فقر، امروز مدتی است که کشکول ما به کاسهٔ فغفور میچسبد و پشت دست ما قرار میگیرد.
چشم تو در بهشت ز مژگان پر غرور
مستانه می زند به صف حور، پشت دست
هوش مصنوعی: چشم تو با زیبایی و جذابیت خاصی، مانند مستانی در بهشت، به صف حوریان نگاه میکند و حسی از شادی و شگفتی را منتقل میکند.
طالع نگر که نیست به دست نگاه من
مستانه دیدنی ز تو مستور، پشت دست
هوش مصنوعی: بنگر که سرنوشت و تقدیر در کنترل من نیست. آنچه از تو مخفی و پنهان است، به طرز شگفتانگیزی قابل دیدن نیست.
موسی کشد خجل، ید بیضا در آستین
بیند ز شمع من، اگر از دور پشت دست
هوش مصنوعی: حضرت موسی وقتی که در دستش عصایش را میبیند و قدرت خداوند را در آن حس میکند، خجالت میکشد و اگر از دور به پشت دستش نگاه کند، به یاد میآورد که روشنایی و نور من مانند شمعی در دل شب است.
یا رب به کیش کیست بت ما که می زند
بر مست پشت پا و به مخمور پشت دست؟
هوش مصنوعی: ای خدا، بت ما چه کسی است که به ما ضربه میزند و در عین حال ما را به مستی و غفلت میکشاند؟
از پایداری مژهٔ خون فشان حزین
زد قطره ام به قلزم پرشور پشت دست
هوش مصنوعی: چشمهای پرآب و زار من که به شدت میگریند، به قدری غمگین و دردمند است که اشکهایم شبیه دریاهایی طوفانی میشوند. این احساس قوی من، در کنج دستانم نمایان شده و نشان از عمق اندوهم دارد.