برگردان به زبان ساده
گرمی مهر، به ویرانه و آباد یکی ست
حسن اگر تیغ کشد، بنده و آزاد یکی ست
هوش مصنوعی: محبت و محبت ورزی، چه در مکانهای خراب و چه در مکانهای شاداب، اثر یکسانی دارد. اگر زیبایی بروز کند، تفاوتی بین بندگان و آزادگان نیست.
جور کش می طلبد، غنچهٔ شیرین کارت
ور نه در چنگ غمت خسرو و فرهاد یکی ست
هوش مصنوعی: اگر میخواهی محبت و زیباییهای زندگیات را درک کنی، باید سختیها و غمها را تحمل کنی. در غیر این صورت، زیباییها و غمها در نهایت یکی خواهند شد و تفاوتی نخواهند داشت.
چه کنم آه، که گلبرگ بناگوش تو را
نگه گرم من و سیلی استاد یکی ست
هوش مصنوعی: چه کنم، آه، که گلبرگ گوش تو هم دما و همدست با گرمای وجود من و سیلی استاد است.
تنگی سینه دلم را به فغان می آرد
ور نه با ناز تو، خاموشی و فریاد یکی ست
هوش مصنوعی: دل من پر از تنگی و ناراحتی است و این موضوع باعث آزارم شده است، اما با وجود زیبایی و ناز تو، هم سکوت و هم فریاد کردن در اصل به یک نتیجه میرسد.
آتش آه مرا قوّت تأثیر کجاست؟
دل سنگین تو و بیضه فولاد یکی ست
هوش مصنوعی: آتش غم و آه من چه تأثیری دارد؟ دل سنگین تو و تخم فولاد هر دو یکسان هستند.
دل چو تسلیم شود جور و جفا، مهر و وفاست
عشق اگر یار شود، طینت اضداد یکیست
هوش مصنوعی: وقتی دل تسلیم سختیها و بیمهریها شود، محبت و وفاداری به وجود میآید. عشق، اگر یار به میدان بیاید، از ترکیب دو عنصر متضاد ایجاد میشود.
رخنه در جوشن جانی که نکرده ست کجاست؟
تیغ مژگان تو و خنجر فولاد یکیست
هوش مصنوعی: کجای جوشن (زره) جان، نشانهای از نفوذ وجود ندارد؟ زیرا تیغ مژگان تو و خنجر تیز فولاد، یکسان و خطرناک هستند.
دل چو با خویش نباشد، چه گلستان، چه قفس
بوستان پیش من وکنج غم آباد یکیست
هوش مصنوعی: وقتی دل با خودت نباشد، چه فرقی میکند که در گلستان زندگی کنی یا در قفس بوستان؟ برای من و گوشهای از غم، هیچ تفاوتی وجود ندارد.
عکس یار است که دارد همه جا جلوه، حزین
چهره پرداز، در آیینهٔ ایجاد یکی ست
هوش مصنوعی: تصویر محبوب در هر جا نمایان است، چهرهٔ غمگین هنرمند در آینهٔ وجود یکی به شمار میرود.