برگردان به زبان ساده
نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستت
که در جیب چمن صد پیرهن خار است از دستت
هوش مصنوعی: تو تنها باعث خوشحالی و زیبایی گلها نیستی، بلکه از دست تو حتی در چمنها نیز لباسهای زیادی از خارها وجود دارد. به این معنا که اثرات وجود تو گسترده و عمیقتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
ز تاراج بهاران مست و رنگین جلوه می آیی
حنا نبود، که جوشان خون گلزار است از دستت
هوش مصنوعی: بهار با زیبایی و رنگآمیزی خود به ما میآید، اما این زیبایی و شادابی به خاطر دستهای تو نیست، بلکه ناشی از خون و رنجی است که بر گلزار رفته است.
ید بیضا که می زد پنجه با خورشید در دعوی
به رنگ آستین امروز، بیکار است از دستت
هوش مصنوعی: دست سفید که روزی با خورشید در رقابت بود، امروز در برابر تو بیاثر و ناتوان است.
فرو برده ست بیدادت به نوعی پنجه در خونم
که هر مو بر تنم انگشت زنهار است از دستت
هوش مصنوعی: دستهای تو به شکلی عمیق و دردناک در وجود من نفوذ کرده و به من آسیب زدهاند، به طوری که هر مویی از بدنم به عنوان علامت هشدار نسبت به وجود تو عمل میکند.
حزین را گر تسلّی نامه ات ننواخت معذوری
ز حیرت خامه را کی پای رفتار است از دستت؟
هوش مصنوعی: اگر نامهی تسلیبخش تو قلب حزین را آرامش ندهد، در حیرت و ناباوری، قلم من چگونه میتواند از دستت رهایی یابد؟