برگردان به زبان ساده
به گرد عارض او خط عنبرین پیداست
چو سبزه ای که بر اطراف یاسمین پیداست
هوش مصنوعی: دور تا دور چهره او نشانهای از رنگ عنبر وجود دارد، مانند سبزهای که در اطراف گل یاسمین به روشنی دیده میشود.
ز نام تقوی من، بلکه سرگران شده ای؟
که از جبین تو چون موج باده، چین پیداست
هوش مصنوعی: آیا تو از نام تقوای من، اینقدر پریشان شدهای که بر پیشانیات مانند امواج شراب، چین و چروک نمایان شده است؟
محبتم به دلت کرده گوییا اثری
ز التفات نهان تو، این چنین پیداست
هوش مصنوعی: دوستم به دل تو نفوذ کرده و به نظر میرسد که عشقم نسبت به تو نشاندهنده تأثیر پنهانی محبت توست. به این ترتیب، احساس من به وضوح نمایان است.
ترحمی، که مرا استخوان ز کاهش غم
به رنگ پنبهٔ داغم، ز آستین پیداست
هوش مصنوعی: شما بر من رحم کنید، چون از شدت غم، وضعی به شدت نزار دارم و به گونهای شدهام که حالتم به وضوح از آستینم نمایان است.
گرفتم آنکه، نهفتی ز خلق خون مرا
خدنگ غمزه خونریزت از کمین پیداست
هوش مصنوعی: من آن کسی را به چنگ آوردم که از دید مردم پنهان بود و تیر نگاه تیرآسا و برندهات به وضوح پنهان نمانده است.
به خلق خوش، شده ای شهرهٔ جهان لیکن
کم التفاتیت، از خاطر حزین پیداست
هوش مصنوعی: تو به خاطر خلق خوشی که داری، در دنیا مشهور شدهای، اما این کمتوجهی تو نشان میدهد که در دل خود اندوهی داری که به وضوح پیدا است.