برگردان به زبان ساده
در پی دلشدگان غمزه ی طنازی هست
با خرابی زدگان، خانه براندازی هست
هوش مصنوعی: دلباختگان دلبری و زیبایی را میخواهند، در حالی که افرادی که دچار مشکلات و بدبختی هستند، به فکر خراب کردن خانه و زندگی دیگران هستند.
گرچه ما سبزهٔ خوابیدهٔ این گلزاریم
سر ما در قدم سرو سرافرازی هست
هوش مصنوعی: ما مانند سبزیهای خوابیده در این باغ هستیم، اما سرمان به خاطر وجود سرو بلند و افتخارآفرین، در تقدس و شرافت است.
هرگز از خویش نکردیم سخن ساز، چو نی
لب خاموشی ما، گوش بر آوازی هست
هوش مصنوعی: ما هیچگاه درباره خود صحبت نکردهایم، مانند نیای که خاموش است و فقط به صداهایی که میشنود، گوش میدهد.
چیده از دام و قفس، طرفه بساطی هر سو
عشق پنداشته ما را پر پروازی هست
هوش مصنوعی: عشق ما همچون پرندهای آزاد است که از دام و قفس رها شده و در هر سو پرواز میکند.
گر بنازم به غمش، لنگر تمکین چه کنم؟
در گریبان خسی برق سبک تازی هست
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به غم او افتخار کنم، چه کار میتوانم بکنم وقتی که در لباس من، یک ذره نازکی از تمایلات وجود دارد.
در و دیوار جهان گوش بر آواز دل اند
مگشا پرده ی این راز، که غمّازی هست
هوش مصنوعی: در هر گوشه و کنار این دنیا، همه چیز به صدای دل توجه دارد. پرده از این راز برندار، چون کسی هست که در این کار، غمزده و ظالم است.
از طلسم تن خاکی، رخ امّید متاب
که در این مشت غبار آینه پردازی هست
هوش مصنوعی: از جادوی بدنی که موقتی و خاکی است، امید را دور نکن. زیرا در این توده خاکی، جلوهای از زیبایی و روشنایی نهفته است.
می تراود ز لبم زمزمه بی خواست، حزین
می توان یافت، درین پرده، سخن سازی هست
هوش مصنوعی: از لبانم نغمهای به شکل ناخودآگاه جاری میشود، و میتوان در میان این پرده، صحبتها و احساسات غمانگیزی را پیدا کرد.