برگردان به زبان ساده
پخته به حکمتی کنم، بادهٔ نارسای را
بر سر خم نهاده ام، خشت کلیسیای را
هوش مصنوعی: من به خاطر حکمت خود، شراب ناپخته را بر لبهٔ کاسه گذاشتهام و آجر کلیسا را...
گر بودت به عاشقی، لخت دلی نیازکن
توشه ببند بر میان، نالهٔ ره گرای را
هوش مصنوعی: اگر در عشق به سر میبری، برای دل شکستهات به دنبال نیاز باش. بار و بنهات را بر دوش بندار و برای ناله و زاری در مسیر عشق آماده شو.
محمل لیلی از نظر رفت و نشان پی گم است
گوش به راه حیرتم، زمزمهٔ درای را
هوش مصنوعی: کاروان لیلی از دیدم دور شد و نشانی از او نیست. منتظر و سردرگم به صدای درای گوش میسپرم.
برهمنی کمینه ام، سجده بر صنمکده
چین بگشا ز ابروان، قبله من، خدای را
هوش مصنوعی: من یک برهمن کوچک هستم و در برابر معبداهایی که به معشوق مربوط میشود، سجده میکنم. ابروان معشوق من، به عنوان قبله و معبود من، در نظر من مقدس است.
جام صبوح کش چو گل، تا که به جلوه آورد
مشرق چاک پیرهن، سینه دلگشای را
هوش مصنوعی: نوشیدن لیوان شراب مانند گل است، تا زیبایی خورشید را که از چاک لباس نمایان است، به نمایش بگذارد و دل را شاد کند.
فصل بهار روی تو، کلک زبان بریده ام
نغمه شکسته در گلو، بلبل خوش نوای را
هوش مصنوعی: فصل بهار زیبایی توست، من زبانم بند آمده و نمیتوانم به درستی سخن بگویم. صدای بلبل خوشنوا در گلویم به هم ریخته و قطع شده است.
جلوه نو خطان حزین ، ازرخ ساده خوشتراست
غالیه ساز صفحه کن، خامهٔ مشک سای را
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به زیبایی ظاهری و هنر نگارش دارد. شاعر میگوید که زیبایی چهرهٔ ساده و خوشخو، به مراتب دلنشینتر از نقشهای پیچیده و غمگین است. او از کسی میخواهد که با استفاده از دوات مشکی، نوشتههایی زیبا و دلانگیز بر روی کاغذ خلق کند. این شعر بر اهمیت سادگی و زیبایی در هنر تأکید دارد و نشان میدهد که گاهی اوقات آنچه که ساده و صمیمی است، بیشتر ارزشمند است.