برگردان به زبان ساده
گردد کسی کی کامیاب از وصل یاری همچو تو
مشکل که در دام کسی افتد شکاری همچو تو
هوش مصنوعی: کسی که میخواهد به وصال دوستی مانند تو برسد، کار سختی دارد، چون گرفتار شدن در دام کسی چون تو برای هر کسی آسان نیست.
خوبان فزون از حد ولی نتوان به هر کس داد دل
گر دل به یاری کس دهد باری به یاری همچو تو
هوش مصنوعی: زیبایان زیادند، اما نمیتوان دل را به هر کسی سپرد. اگر کسی دل را برای یاری به کار گیرد، باید به مانند تو باشد.
چون من نسازی یک نفس با سازگاری همچو من
پس با که خواهد ساختن ناسازگاری همچو تو
هوش مصنوعی: اگر تو هیچ گاه قادر نباشی در یک لحظه با کسی سازگار باشی، پس چه کسی خواهد توانست با تو که ناسازگار هستی، سازگاری پیدا کند؟
چون من به گلگشت چمن چون بشکفد آن تنگدل
کش خار خاری در دل است از گلعذاری همچو تو
هوش مصنوعی: وقتی من به باغ قدم میزنم و گلها شکوفا میشوند، دل آن حسود پر از خاری است که مانند تو از زیبایی گلها رنج میبرد.
رفتی و غمها در دلم خوش آنکه باز آیی و من
گویم غم دل یک به یک با غمگساری همچو تو
هوش مصنوعی: تو رفتی و غمها در دل من ماندند. اما خوشحالم که اگر بازگردی، میتوانم اندوه قلبم را یکی یکی با تو در میان بگذارم، چون تو دلسوزی هستی که میتوانی مرهمی برای غمهایم باشی.
از یار بگسل ای رقیب آخر زمانی تا به کی
باشد گلی مانند او پهلوی خاری همچو تو
هوش مصنوعی: ای رقیب، از دوستت جدا شو، چون این وضعیت نمیتواند ادامه داشته باشد. چقدر میخواهی گلی را در کنار خاری مانند تو ببینی؟
هاتف ز عشقت میسزد هر لحظه گر بالد به خود
جز او که دارد در جهان زیبانگاری همچو تو
هوش مصنوعی: هر لحظه صدای عشق تو در دل میکوبد، اما چه کسی غیر از تو در این دنیا وجود دارد که مانند تو زیبا باشد؟