برگردان به زبان ساده
جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا
غمناک چو میخواهی ما را تو ، چنین بادا
هوش مصنوعی: جان و دل من از عشق تو غمگین و ناراحت است، مانند حالتی که ما را میخواهی اینگونه بدون شادی و آسایش باشد.
بر کشور جان شاهی ز اندوه دل آگاهی
شادش چو نمیخواهی غمگینتر ازین بادا
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی که دل شاه از اندوه آگاه باشد، پس خوشش کن، زیرا اگر شاد نباشد، غم بیشتری بر دلش مینشیند.
هر سرو که افرازد قد پیش تو و نازد
چون سایهات افتاده بر روی زمین بادا
هوش مصنوعی: هر درخت بلندی که خود را در برابر تو بلند کند و به خاطر زیباییات مغرور شود، مانند سایهات بر زمین افتاده است.
با مدعی از یاری گاهی نظری داری
لطف تو به او باری چون هست همین بادا
هوش مصنوعی: گاهی از یاری مدعی نگاهی به او داشته باش، چون لطف تو به او حقیقتاً بیدلیل نیست.
جز کلبهٔ من جائی از رخش فرو نایی
یا خانهٔ من جایت یا خانهٔ زین بادا
هوش مصنوعی: به جز کلبهٔ من، هیچ جا به زیبایی و روشنی وجود ندارد، یا اینکه خانهٔ من بهترین مکان است، یا خانهٔ زین، به این معناست که هیچ جایی به اندازۀ منزل من ارزشمند نیست.
گر هست وفا گفتی هم در تو گمان دارم
در حق منت این ظن برتر ز یقین بادا
هوش مصنوعی: اگر در وفا و صداقت حرفی زدهای، من به تو شک دارم و این تردید من نسبت به تو از یقین و اطمینان بیشتر است.
پیش از همه کس افتاد در دامِ غمت هاتف
امید کز این غم شاد تا روز پسین بادا
هوش مصنوعی: قبل از هر کس دیگری، در چنگال غمت گرفتار شدم، اما امیدوارم که این غم تا روز آخرت برایم شادیآور باشد.