قصاید
هاتف اصفهانی
»
دیوان اشعار
»
قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - قصیدهٔ طلوعیه : سحر از کوه خاور تیغ اسکندر چو شد پیدا
قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - تجدید مطلع : نسیم صبح عنبربیز شد بر تودهٔ غبرا
قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - مطلع دوم : زهی مقصود اصلی از وجود آدم و حوا
قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - به آذر بیگدلی که در سفر بوده : نسیمی به دل میخورد روحپرور
قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در وصف زلزلهای که در زمان اقامت وی در کاشان اتفاق افتاده : کردهام از کوی یار بیهده عزم سفر
قصیدهٔ شمارهٔ ۶ : رو ای باد صبا ای پیک مشتاقان سوی گلشن
قصیدهٔ شمارهٔ ۷ : دارم از آسمان زنگاری
قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در ستایش شهر قم : حبذا شهری که سالار است در وی سروری