داناست روزگار از او نیستم خجل
کز کان روزگار چو من گوهری نخاست
گفتی بگویم آنچه جزای و سزای تست
از کس مترس و هیچ محابا مکن رواست
هر چه افتدت بگوی که لؤلؤ نهاده ام
نثری که بد دروغ تر از نظم نیک و راست
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
داناست روزگار از او نیستم خجل
کز کان روزگار چو من گوهری نخاست
هوش مصنوعی: زمانه به خوبی از او آگاه است و من از آن شرمنده نیستم، زیرا مثل من در این دوران جواهر کمیاب است.