برگردان به زبان ساده
ای باد روح پرور زنهار اگر توانی
امشب لطافتی کن آنجا گذر که دانی
هوش مصنوعی: ای باد دلانگیز، لطفاً اگر میتوانی امشب با نرمی و لطافت بگذر از جایی که تو به خوبی میدانی.
در شو چو مهربانی در تیرگی زمانی
یابی مگر نشانی زان آب زندگانی
هوش مصنوعی: اگر در زمانهای سخت و تاریک، مهربانی را بیابی، شاید نشانهای از آن آب زندگی را پیدا کنی.
ره ره گذر بکویش دم دم نگر برویش
خوش خوش مگر زمویش بوئی به من رسانی
هوش مصنوعی: در هر فرصتی که از کنار کوچهاش عبور میکنی، به او نگاه کن و اگر بویی از او به من برسد، خوشحال میشوم.
او را بگوی کای مه ما را بپرس گه گه
برجانم الله الله رحمت کن ار توانی
هوش مصنوعی: به او بگو، ای ماه، ما را بپرس، زیرا هر گاه که بر جانم مینشینی، خدا خدا کن، اگر میتوانی رحم کن.
چون نزد او رسیدی خاک درش بدیدی
آنچه از حَسَن شنیدی شاید که باز رانی
: وقتی پیش او رسیدی، خاک در خانه اش را دیدی ، شاید آنچه را که از "حَسَن(""حَسَن" تخلص حسن غزنوی در اشعارش است) شنیده ای، برایش حکایت کنی.
حقا که زرد و زارم وز خود خبر ندارم
بی تو همی گذارم عمری چنانکه دانی
هوش مصنوعی: واقعاً در حالتی بد و نحیف هستم و از خودم خبر ندارم. بی تو، عمرم را به گونهای سپری میکنم که تو خودت میدانی.
لطفی بکن نگارا وزنی بنه وفا را
کاین بار باتو ما را کاری فتاد جانی
هوش مصنوعی: ای معشوق، لطفی بکن و به عشق و وفا وزن و توازن بده! چون این بار بین ما موضوعی پیش آمده که جانمان را تحت تأثیر قرار داده است.