برگردان به زبان ساده
ای ز من آزرده یار من گناهی دارمی
یا به جز در سایه زلفت پناهی دارمی
هوش مصنوعی: ای محبوب من که از من دلخور هستی، آیا گناهی در دلم دارم یا اینکه جز در سایهی موهایت، پناه دیگری ندارم؟
خون دل بر جزع گریان تو دعوی کردمی
کز گذشت لعل خاموشت گواهی دارمی
هوش مصنوعی: خون دل من بر دلتنگی و اندوه تو شهادت میدهد که از گذشته، دلی زنده و گرانبها را به خاطر تو از دست دادهام.
نیستی رویم سیاه و چشم پر خونم سپید
گر بدین تهمت سپیدی یا سیاهی دارمی
هوش مصنوعی: روی سیاه من و چشمان پر از خونم، نشانههای نیستی و ناکامی هستند. اگر من را به خاطر سیاهی یا سپیدیام مورد اتهام قرار میدهی، در واقع به حقیقت من توجه نمیکنی.
گر دمی آخر ز ناله همچو بربط دل تهی
گر چو نای از دست تو یارای آهی دارمی
هوش مصنوعی: اگر لحظهای آخر، از نالهها دل خالی کنم،
اگر مانند نی از تو نالهای در توانم نیست.
ریختی خون مرا هجرت چو تیغ صبحدم
گرنه از تیر سحر گاهی پناهی دارمی
هوش مصنوعی: سختی هجرت و دوری از وطن برایم مانند تیغی تیز در آغاز صبح است. اگر نه، در این تاریکی صبحگاه گاهی به یاری من میآمدی.
آتش عشق تو بر من آب راندستی به ظلم
گرنه جز درگاه صاحب بارگاهی دارمی
هوش مصنوعی: عشق تو مانند آتش انگار بر من آب میریزد و اگر ظلمی نباشد، من جز درگاه کسی که مقام بلندی دارد، حاضرم در جستجوی عشق تو بیفتم.