برگردان به زبان ساده
خورشید چنان نور ندارد که تو داری
ناهید چنان سور ندارد که تو داری
هوش مصنوعی: خورشید نوری به اندازه نور تو ندارد و ناهید (زهره) جشنی به شیرینی جشن تو را ندارد.
با لاله چون جام گل میگون بستان
آن نرگس مخمور ندارد که تو داری
هوش مصنوعی: به گلی زیبا مانند لاله در باغ نگاه کن، نرگسی که مست و شاداب است، چنین خصوصیاتی را که تو داری، ندارد.
مه گرچه دهد نور به انگور ولیکن
زان خوشه انگور ندارد که تو داری
هوش مصنوعی: اگرچه ماه ضیاء و روشنی به انگور میبخشد، اما به هیچ وجه نمیتواند خوشهی انگور زیبایی که تو داری را داشته باشد.
مندیش و گهر پاش ز یاقوت که دریا
آن لؤلؤ منثور ندارد که تو داری
هوش مصنوعی: نگران نباش و از گوهر خود کم نکن، زیرا دریای ما هیچ مرواریدی به اندازه تو ندارد.
خوش باش بدان طره و عارض که شب و روز
آن عنبر و کافور ندارد که تو داری
هوش مصنوعی: به خوشحالی بپرداز و شاد باش به خاطر موها و زیباییات، زیرا هیچ عطر و بویی نمیتواند با آنچه تو داری، شب و روز برابر باشد.
هر چند تو دانی زدل من که زمانه
آن بنده مأمور ندارد که تو داری
هوش مصنوعی: هرچند تو از احساس من باخبری، اما زمانه کسی را مانند تو ندارد که به دل من توجه کند.
مردم ز غمت زنده کنم باز بیک بار
کان معجزه صد صور ندارد که تو داری
هوش مصنوعی: من با غم تو مردم را زنده میکنم، ولی فقط یک بار، چون معجزهای که تو داری، تنها یک صورت ندارد.
جان تو که از بندگی خویشتنم شاه
این گونه همی دور ندارد که تو داری
هوش مصنوعی: جان تو که در حال خدمت به خودم هستی، ای پادشاه، اینگونه دور نیست که تو در اختیار داری.
بهرام شه آن شه که فلک گوید اقبال
آن رایت منصور ندارد که تو داری
هوش مصنوعی: بهرام، آن پادشاهی است که ستارهها از خوشبختی او صحبت میکنند. علم و تواناییهای تو به قدری بالاست که کسی مانند تو را ندارد.
حقا که توئی سایه حق گرچه به تحقیق
مه صد یک آن نور ندارد که تو داری
هوش مصنوعی: واقعاً تو تجلی سایه خدا هستی، هرچند که ماه حتی اگر به نورش معروف باشد، هیچکدام از نوری که تو داری را ندارد.