برگردان به زبان ساده
رفتی و چون زلف خود در آتشم بگذاشتی
نام من بر آب چون خط بر سمن بنگاشتی
هوش مصنوعی: تو رفتی و به یادگار، دلی سوزان در دل گذاشتی. نام من را بر روی آب نوشتی، مانند خطی که بر روی گل مینویسند.
بیگناهی نانموده رخ ز ما برتافتی
بی خطائی نانهاده دل ز ما برداشتی
هوش مصنوعی: بدون گناهی که در چهرهام نمایان بود، از ما دوری کردی و بدون خطا، دل را از ما گرفت.
همچو خورشیدی که باری از در ابر و دمه
از زمینم برگرفتی در هوا بگذاشتی
هوش مصنوعی: همچون خورشیدی که در لحظهای از آسمان پنهان شده و سپس بهطور ناگهانی بر روی زمین تابیده میشود، تو نیز مرا به جایی بالاتر بردی.
در بهار حسن تو مانده تنم با جان خشک
آب ما از دیده ده چون دانه از دل کاشتی
هوش مصنوعی: در بهار زیبایی تو، من با تمامی وجودم احساس میکنم که مانند دانهای از دل میکاشتم. اشک من همچون آب از چشمانم جاری است و حس میکنم که جانم به زیبایی تو وابسته است.
هر کرا رنگی دهی بنمای سوی مردمی
هر کجا جنگی کنی بگذار روی آشتی
هوش مصنوعی: هر کس را که رنگی بدهی، به گروهی میپیوندد و به هر جا که خواستی مبارزهاش کنی، با او رو به صلح و آشتی بگذار.
خواستی تا بر حسن هر دم کنی بی رحمتی
رحمت شاه این روا دارد چه می پنداشتی
هوش مصنوعی: اگر خواستی که به زیبایی هر لحظه بیرحمی کنی، میدانستی که رحمت شاه میتواند این کار را مجاز سازد، چه تصوری داشتی؟
شاه بهرام آنکه گردون گفتش ای خورشید رای
رایت همت بر اوج مشتری افراشتی
هوش مصنوعی: شاه بهرام که گردونه زمان او را مانند خورشید میدانست، به خاطر بلند همتیاش، پرچم خود را بر فراز عطارد برافراشته است.
خاک بوده است آن گران سنگی که اکنون زر شده است
باد از آن کردیش پندارم که خاک انگاشتی
هوش مصنوعی: این سخن بیانگر این است که چیزی که در ابتدا به نظر بیارزش و عادی میرسد (مانند خاک)، میتواند به مرور زمان به چیز ارزشمندی تبدیل شود (مانند طلا). به عبارتی، تغییرات و تحولات میتوانند باعث شوند که یک چیز از نظر ظاهری و ارزش به کلی دگرگون شود. در اینجا به این نکته اشاره شده که شاید کسی به اشتباه به آن چیز بدون ارزش نگریسته است در حالی که در واقع ارزشمند شده است.
حاجب پاداشت را گو هیچ دل از خود مبر
جود شاهنشاه دارد طاقت پاداشتی
هوش مصنوعی: در این بیت، به شخصی گفته میشود که نباید از دل خود چیزی بخواهد و بگذارد که پاداش او به دست بیاید، زیرا از جانب شاهنشاه، بخشندگی و جود زیادی وجود دارد که میتواند او را راضی کند. به عبارت دیگر، نباید نگران پاداش خود باشد، زیرا خوبیها و بخششهای شاهنشاه همیشه در دسترس و کافی است.