برگردان به زبان ساده
ای چهره تو بهار جانم
وی از تو شکفته بوستانم
هوش مصنوعی: ای چهرهی تو بهاری است برای جانم و وجود من از تو سرشار است.
نقش تو برسته پیش چشمم
نام تو بمانده برزبانم
هوش مصنوعی: چهره تو همیشه در نظر من است و نام تو هنوز بر لبان من جاری است.
راز تو بگو که با که گویم
حال تو بگو که از که دانم
هوش مصنوعی: راز خودت را بفرما تا با کی بگویم و حال خودت را بگو تا بدانم از چه کسی باید اطلاع پیدا کنم.
از وصل حقیقتی چو ماندم
مپسند که همچنان بمانم
هوش مصنوعی: اگر به حقیقتی وصل شوم و در آنجا بمانم، خوشایند من نیست که همچنان در آنجا باقی بمانم.
دستوری ده وصال خود را
تا نفریبد زمان زمانم
هوش مصنوعی: به من دستوری بده تا بتوانم به محضر تو برسم و زمان را از من دور نسازی.
بی خواب همی خیال جویم
با این همه هم خوش از جهانم
هوش مصنوعی: بیخوابی به من اجازه میدهد تا خیالات و آرزوهایم را بپرورانم و با این حال از زندگی لذت میبرم و خوشنودم.
ای سوز فراق تو یقینم
وی ساز وصال تو گمانم
هوش مصنوعی: ای حس درد جدایی تو برای من واقعیت هستی و به یقین وجود داری، اما امید دیدار و وصال تو همچنان در دل من شک و تردید دارد.
دستی که نمی رسد چه یازم
تیغی که نمی برد چه رانم
هوش مصنوعی: دست فشاری که به هدف نرسد، چه فایدهای دارد؟ و شمشیری که کارایی نداشته باشد، چه ارزشی خواهد داشت؟
تن خرسند است اینکه گه گه
گرد غم از آب می نشانم
هوش مصنوعی: بدن من خوشحال است که گاهی اوقات غم را با آب دور میکنم.
تا دلخوشی کند نماند
در معرض خوش دلی روانم
هوش مصنوعی: خوشبختی و دلخوشی، مانند یک سراب است که در معرض دید ما قرار نمیگیرد و نمیتواند دائمی باشد. در این دنیا، روان من به دنبال آن است که دلش خوش باشد، اما هیچ چیز پایدار نیست و نمیتواند به راحتی یافت شود.
با این همه درد کز تو دیدم
آنم که تو دیده همانم
هوش مصنوعی: با وجود تمام دردهایی که از تو تحمل کردهام، احساس میکنم که حال من همانند حال توست.
بردیده نشانم از عزیزی
آنرا که به تو دهد نشانم
هوش مصنوعی: از چشمانم بر محبت کسی پردهبرداری میکنم که نشانی از تو به من میدهد.