برگردان به زبان ساده
خدایگان وزیران شرق عزالدین
یگانه دو جهان قطب عالم معنی
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ وزیران شرق که عزالدین است، تنها کسی است که در این دنیا باغیرت و شرافت میدرخشد و در معنای جهان نقطه مرکزی به شمار میآید.
کمال گیتی طاهر که در وجود چو نام
بریست از همه نقصی چو علت اولی
هوش مصنوعی: کمال هستی، پاک و بینقص است، همانطور که نامی که بر آن نهاده شده، عاری از هر عیب و نواقص است و بهعنوان دلیل و علت اولیه شناخته میشود.
نظام کشور چارم که صدر چرخ ششم
ز عطف دامن جاهش برد طراز روی
هوش مصنوعی: نظام کشور به عنوان چهارمین بخش از دنیا، به شدت تحت تاثیر ستارهای قرار دارد که در موقعیت ششم از چرخ زمان، دامن خود را بر روی ما میگستراند.
دعا و بندگی و آفرین ز من چاکر
بخواند و کند از نفس پاکش استفتی
هوش مصنوعی: دعای من و بندگیام و ستایشهایی که از سوی من به او میشود، همه به خاطر پاکی نفس و وجود اوست و از این رو از او مشورت میطلبم.
چگوید از قبل چاکری به جان مشتاق
که سالها بود از صدق عاشق مولی
هوش مصنوعی: یک خدمتکار عاشق چگونه میتواند بگوید که سالهاست با دل و جان به عشق آقا مشغول است.
گهی ز یاد خراسان روان کند تازه
گهی به یاد خراسان دهد ز جان بشری
هوش مصنوعی: گاه به یاد خراسان، روح را تازه میکند و گاه به یاد آن دیار، جان بشری را به حرکت درمیآورد.
گهی به نامش مشکین کند سر خامه
گهی به نامه درش آفرین کند املی
هوش مصنوعی: گاه قلم با نام او زیبا و مشکین میشود و گاه به نامهاش مدح و ستایش میسراید.
شنیده باشدکآن خواجه از سر لطف
به بنده میل کند همچو مشتری به شری
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که خواجه با محبت و لطف خود به بنده توجه میکند، مانند اینکه مشتری (سیاره) به شیر و مواد غذایی روی میآورد.
چو در ولایت او نیست منصب آصف
چو از ممالک او رفت رونق کسری
هوش مصنوعی: وقتی در سرزمین او مقامی برای آصف وجود ندارد، با رفتن از سرزمینهای او، رونق و شکوه کسری هم از بین میرود.
ز شغل آصف در کف نیافت جز بادی
ز نسل کسری در دل ندید جز کسری
هوش مصنوعی: از کار آصف چیزی در دست نیافت، جز یک وزش باد و از نسل کسری در دل چیزی جز کسری ندید.
پس از تبدل احوال و روزگار دراز
از اتفاق جدا ماند آنکس از ماوی
هوش مصنوعی: پس از تغییر شرایط و گذشت زمان طولانی، آن فرد که از ما دور شده بود، از ما جدا ماند.
به روزه با تن نافه به روزگار تموز
چو ناقه راه بیابان برد به رنج و اذی
هوش مصنوعی: در گرمای تابستان، مانند شتر که به سختی در بیابان حرکت میکند، بدن فردی در روزهداری تحمل سختی و رنج میکند.
به مقصد آید و مایوس گردد از مقصود
به جنت آید و محروم گردد از طوبی
هوش مصنوعی: به مقصد برسد اما از هدف واقعی خود ناامید شود؛ به بهشت ورود کند اما از بهترین نعمتها بیبهره بماند.
به تربت آید و گریان زکربت غربت
به سوی تو به گرایان به تو به چون ویلی
هوش مصنوعی: به آرامگاه میآید و با گریه از یاد غربت به سمت تو میشتابد، مثل بادی که به تو میوزد.
نکرده عزم فرو می ز قلت قوت
نکرده دست فرا می ز غایت تقوی
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر نداشتن اراده، از سر ضعف نتوانسته دستش را به سوی بلندیها دراز کند، هرگز به مقام و مرتبهی تقوی دست نخواهد یافت.
به تاختن ز قهستان و تون بتازد تیر
که عید فطر رسد سوی حضرت اعلی
هوش مصنوعی: به سرعت از قهستان و تون تیرها به پرواز درآیند، زیرا عید فطر به سوی مقام بلند میآید.
ز عید فطر چهل روز رفت و از ره دور
به بارگاهت سی اسبه می رسد اضحی
هوش مصنوعی: چهل روز از عید فطر گذشت و در روز عید قربانی، سی اسب از راه دور به پیشگاه تو میرسند.
اگر به ملک سلیمان گذر کند موری
سزد که یاد کند در زمان از آن انهی
هوش مصنوعی: اگر یک مورچه از سرزمین سليمان بگذرد، مناسب است که در این سفر به یاد او باشد و در زمانهای گذشته فکر کند.
اگر چه آصف ثانی به ملک مشتغل است
بود تفقد هدهد به هر طریق اولی
هوش مصنوعی: اگرچه آصف ثانی در امور مملکت مشغول است، اما توجه و مراقبت هدهد در هر شرایطی از اهمیت بیشتری برخوردار است.
ز خانه رفتن و نادیده روی خانه خدای
حدیث کعبه و حاجی ست در صفا و منی
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که وقتی از خانه خارج میشویم و روی خانه خدا، یعنی کعبه را نمیبینیم، نشاندهنده این است که ما در حال تجربه همان احساساتی هستیم که زائران کعبه در مکانهای مقدس مانند صفا و مروه دارند. در واقع، اشاره به اهمیت و معنای سفر به مکانهای مقدس و پیوند روحی انسان با خدا دارد.
مراد وی ز خراسان توئی وگرنه خدای
به لطف دادش از هفت کشور استغنی
هوش مصنوعی: آنچه او میخواهد از خراسان تو هستی و اگر نه، خداوند به برکت لطفش از هفت کشور هم نیازمند نیست.
ز شهر توس کسی پرسشی نکرد ورا
نه در زمان سقام و نه در اوان شفی
هوش مصنوعی: هیچکس از شهر توس درباره او سوالی نکرد، نه در زمان بیماریاش و نه در زمان بهبودیاش.
به جز مولف شهنامه کز دریچه روح
ورا جواب رسانید مژده بشری
هوش مصنوعی: جز نویسنده شاهنامه، کسی نیست که بتواند از عمق روح او خبر ارسال کند و بشارت دهد.
ز حال صاحب احیا حیا همی دارد
کز اهل توس شکایت کند در این معنی
هوش مصنوعی: او از حال کسی که به زندگی و احیا پرداخته است، شرم دارد که از اهل توس شکایت کند.
غریب نیست عجایب ز هر غریب ولیک
رهی غریب بصیر است و اهل شهر اعمی
هوش مصنوعی: عجایب و شگفتیها در هر جایی وجود دارد و برای هر غریبی طبیعی به نظر میرسد. اما راهی که یک شخص غریب میپیماید، روشن و آگاهانه است، در حالی که بعضی از ساکنان شهر نمیتوانند آن را ببینند و درک کنند.
کنون چه چاره کند همت قبله مشتبه است
در این چه حکم کند رای خواجه دینی
هوش مصنوعی: حالا چه تدبیری باید اندیشید وقتی که هدف و مقصود روشن نیست؟ در این وضعیت، نظر و فکر رئیس یا ارباب دین چه باید باشد؟
مقام توس کند اختیار یا مشهد
گذر کند به نشابور یا سفر به هری
هوش مصنوعی: شخصی میتواند انتخاب کند که به توس برود و در آنجا مقام و جایگاهش را بیابد، یا اینکه از مشهد گذر کند و به نشابور برود، یا به هری سفر کند.
به دین و دانش مفتی شرع مکرمت اوست
جواب بنده چه فرماید اندرین فتوی
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که احکام شرعی و دانشهای دینی نمایانگر شخصیت و کرامت فردی هستند. در این وضعیت، بنده (شخصی که سوال میکند) به دنبال پاسخ و راهنمایی از این مقامات است و در کمال تواضع میخواهد بداند که چه نظری در مورد این موضوع دارد.