برگردان به زبان ساده
جوان بختا جهان بخشا تو آنی
که بر گردنکشان مالک رقابی
هوش مصنوعی: ای جوان! خوشبختی و نعمتهای جهان به تو تعلق دارد، زیرا تو کسی هستی که بر گردنکشانی مانند مالک رقابتی.
به تیغ اسلام را نعم الوکیلی
به ساحت خلق را حسن المئابی
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره شده که در زیر سایه اسلام، سرپرستی و حمایت خوبی وجود دارد و در برابر مردم، نتیجه و عاقبت نیکو برای آنها در نظر گرفته میشود.
جهان هر دم فقائی می گشاید
ز سرسبزی آن تیغ سدابی
هوش مصنوعی: هر لحظه از دنیا، فقر و نیاز جدیدی به وجود میآید که ناشی از شادابی و سرسبزی زندگی است.
به گاه لهو در دلها نشاطی
به روز بزم در سرها شرابی
هوش مصنوعی: در زمان خوشی و شادمانی، دلها پر از سرور میشود و در روز جشن و شادی، در سرها احساس خوشی و نشاط به وجود میآید.
به طلعت ملک را در چشم نوری
به هیبت فتنه را در دیده خوابی
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و پرجاذبهای در چشمانت میدرخشد و جلوهی شگفتانگیزی از دگرگونی و شگفتی را در نگاهت میتوان دید.
چو روح اصفیا محض صفاتی
چو قول انبیا عین صوابی
هوش مصنوعی: همچون روح پاکان، خالص از صفات خوب و ویژگیها، مانند سخن پیامبران، حقیقتی صحیح و درست است.
زمین کشته امید ما را
گهی خورشیدی و گاهی سحابی
هوش مصنوعی: زمین گاهی ما را به امیدی روشن مانند خورشید میکشاند و گاهی سایهای مانند ابر بر سرمان میگذارد.
به رتبت معدلت را آسمانی
به زینت مملکت را آفتابی
هوش مصنوعی: رتبه و مقام تو به اندازهای بلند است که همچون آسمان میدرخشد و زینت و زیبایی کشور تو هم مانند تابش خورشید است.
به دستوری سؤالی لایقم هست
معاذالله گزافی نه حسابی
هوش مصنوعی: در پاسخ به سوالی که از من میشود، باید بگویم که هرگز به خودم این اجازه را نمیدهم که بیمورد یا بیحساب صحبت کنم.
جواب آن به لفظم باز فرمای
ز صاحب طبعی و حاضر جوابی
هوش مصنوعی: بهتر است که به شکلی صریح و واضح پاسخ بدهی و از فصاحت و هوش خود بهره بگیری.
اگر چرخی، چرا بر من نگردی؟
وگر مهری، چرا بر من نتابی؟
هوش مصنوعی: اگر میگردی، چرا به من نگاه نمیکنی؟ و اگر محبت داری، چرا محبتت شامل حال من نمیشود؟
به عُنف این چرخ را یکره نگویی
که ای بیآب دلوِ آسیابی
به عنف: به زور و از روی زور. یکره: یک مرتبه.
به قصد بیگناهی چند کوشی؟
به خون بیدلی تا کی شتابی؟
هوش مصنوعی: چقدر تلاش میکنی تا بیگناهی خود را ثابت کنی؟ تا کی باید بر روح غمگین دیگران اثر بگذاری؟
به سمع اشرفت دانم رسیدهست
حدیث اشتر و ماهی عرابی
هوش مصنوعی: من میدانم که داستان شتر و ماهی عراقی به گوش تو هم رسیده است.
منم اعرابی گم گشته اشتر
دوان اندر بیابان سرابی
هوش مصنوعی: من یک اعرابی هستم که در بیابان گم شدهام و به دنبال شتری میدوم، در حالی که در این بیابان، سراب وجود دارد.
دل از جان سیر گشته، تشنه مانده
ز بی نانی و رنج اندک آبی
هوش مصنوعی: دل از زندگی خسته شده و از بینانی و کمبود آب، تشنه و رنجکشیده است.
پس از ایزد ترا خوانم به یاری
که تو بر چرخ دولت ماهتابی
هوش مصنوعی: پس از خداوند، تو را به یاری میطلبم، زیرا تو مانند ماهی تابان در آسمان زندگی هستی.
زکات جاه را فریاد من رس
که چون دریا و کان صاحب نصابی
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر از اهمیت و ارزش اجتماعی و مقام انسانی صحبت میکند. او میگوید که مانند دریایی بزرگ و پرجذبه به ارزشهای خود افتخار میکند و خواستار توجه و احترام به این ویژگیهاست. اینجا به نوعی از ضرورت احترام به مقام و منزلت فرد اشاره شده است.
اگر افتادگان را دستگیری
وگر درماندگان را فتح بابی
هوش مصنوعی: اگر به کمک کسانی بشتابیم که در حال ضعف و شکست هستند و به آنها یاری برسانیم، در واقع درهای جدیدی برای بهبود و موفقیت آنها باز کردهایم.
ز من افتادهتر کس را نبینی
ز من درماندهتر هرگز نیابی
هوش مصنوعی: هیچکس را نمیبینی که به اندازه من در تنگنا باشد و هیچکس را نخواهی یافت که اینقدر از پا افتاده باشد.
مرا از بند غم آزاد گردان
اگر در بند احسان و ثوابی
هوش مصنوعی: مرا از درد و رنج رها کن، اگر هدف تو کمک و پاداش است.
بسی ویرانهها را کردی آباد
بسی کردی بنا خاکی و آبی
هوش مصنوعی: خیلی از ویرانیها را آباد کردی و بسیاری از ساخت و سازها را با خاک و آب به وجود آوردی.
اگر نام نکو و صیت خواهی
نظر کن در دلی با این خرابی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی نام نیک و شهرت خوبی داشته باشی، به دلی توجه کن که در این وضعیت خراب است.
شه مازندران نام نکو یافت
به یک مصراع شعر فاریابی
هوش مصنوعی: شه مازندران به خوبی شناخته شد و نامش شایسته توسط یک بیت شعر فاریابی به ثبت رسید.
بسی دارم در این معنی حکایت
ولی ترسم که زحمت برنتابی
هوش مصنوعی: من داستانهای زیادی در این موضوع دارم، اما میترسم که تو نتوانی این بار را تحمل کنی.
منم فیالقصه در کنجی بمانده
چو توبت کرده بوبکر ربابی
هوش مصنوعی: من در گوشهای نشستهام و مانند بوبکر ربابی، که توبه کرده است، به فکر و contemplation مشغولم.
به روز عید در زندانسرایی
نشسته با زنان در هم نقابی
هوش مصنوعی: در روز عید، در زندان، در کنار زنانی نشستهام که چهرههای خود را با نقاب پوشاندهاند.
همایون باد بر تو عید و گشته
به خون دشمنت تیغت خضابی
هوش مصنوعی: بر تو عید خوشی باد و دشمنانت به دست تو به زخمهایشان دچار شدهاند.
به تو دین حنیفی باد قائم
چنان چون ملت اولی بصابی
هوش مصنوعی: به تو مذهبی پایدار و راستین عطا شود، همچنان که به ملت نخستین و صادق داده شد.
رخ جاه تو چون گلنار پر بار
رخ خصمت ز گرد غم چو آبی
هوش مصنوعی: چهرهی تو مانند گلی پر از میوه است، در حالی که چهرهی دشمن تو به خاطر غم و اندوه، مانند آبی خنک و تاریک به نظر میرسد.