برگردان به زبان ساده
اگر فکر دل زاری نکردی
به عمر خویشتن، کاری نکردی
هوش مصنوعی: اگر برای دلِ خودت شبها نگران نباشی و به فکرش نباشی، در حقیقت هیچ کاری نکردهای.
تو را از روز آزادی چه حاصل؟
که رحمی بر گرفتاری نکردی
هوش مصنوعی: از روز آزادیات چه سودی میبردی؟ در حالی که بر مشکلات و سختیهای دیگران رحم نکردی.
نچینی گل ز باغ زندگانی
گر از پائی برون، خاری نکردی
هوش مصنوعی: اگر از زندگی پر از چالشها و سختیها به راحتی عبور کردی، هیچ گلی را از باغ زندگی نچین. در واقع، اگر در این مسیر به کسی آسیب نزدی، میتوانی به خوشی و زیباییها دست یابی.
تو را زآن رنجه میدارند اغیار
که هرگز خدمت یاری نکردی
هوش مصنوعی: دیگران تو را آزار میدهند، زیرا هرگز به کسی که به تو کمک نکردهای، خدماتی نکردهای.
ستمگر، بر سرت ز آن شد مسلط
که خود دفع ستمکاری نکردی
هوش مصنوعی: ظلم و ستمی که بر تو میرود، ناشی از این است که خودت نتوانستی از ظلم و ستم جلوگیری کنی.
کسی در سایهٔ لطفت نیاسود
به گیتی کار دیواری نکردی
هوش مصنوعی: کسی در سایهٔ مهربانی تو آرامش نیافت و در دنیا کارهای بدی انجام نداد.
سزاوار از تو باشد حقشناسی
چرا کار سزاواری نکردی؟
هوش مصنوعی: چرا باید از تو قدردانی کنم وقتی که خودت کار شایستهای انجام ندادهای؟
شدی مغرور روز روشنی چند
دگر فکر شب تاری نکردی
هوش مصنوعی: در شرایط روشنایی و خوشبختی، مغرور نشو و فراموش نکن که ممکن است دوباره به روزهای سخت و تاریکی بازگردی.
ز مردم هرگز آزادی نبینی
اگر بر مردم، آزاری نکردی
هوش مصنوعی: هرگز نخواهی توانست آزادی را از میان مردم ببینی، مگر اینکه به دیگران آسیب نرسانده باشی.
بود حال تو پیدا نزد (صابر)
به ظاهر گرچه اظهاری نکردی
هوش مصنوعی: حال تو آشکار است، هرچند که به ظاهر چیزی نشان نمیدهی یا ابراز نمیکنی.