برگردان به زبان ساده
هر آنکه واقف دم نیست بی شک آدم نیست
نه آدم است هر آنکس که واقف دم نیست
هوش مصنوعی: هر کس که از لحظههای حال آگاه نیست و به زندگی در لحظه توجه نمیکند، واقعاً آدمی نیست.
ز جسم رایحه روح می کن استشمام
چه حاصل است ز روحی که او مجسم نیست
هوش مصنوعی: بوی روح از جسم به مشام میرسد، اما چه فایدهای دارد از روحی که به صورت شکل و جسم نیست؟
بروب خانه دل پاک از محبت غیر
در این حرم به خدا غیر دوست محرم نیست
هوش مصنوعی: دل خود را از محبتهای دیگران خالی کن و فقط به دوست واقعی خود، یعنی خدا، عشق بورز. در این فضای مقدس، هیچکس جز او نمیتواند به قلبت راه یابد.
ز دست پیر، ستان باده ای که قطره او
به حوض کوثر و در چاه ژرف زمزم نیست
هوش مصنوعی: از دست مرد دانا و باتجربه، بادهای بگیر که ارزش آن به اندازهای است که حتی قطرهای از آن در حوض کوثر و در چاه عمیق زمزم پیدا نمیشود.
قسم به ذروه کاخ رفیع حضرت تو
که با عریش جلال تو عرش اعظم نیست
هوش مصنوعی: سوگند به بلندترین نقطه کاخ باشکوه تو که با وجود عظمت و جلال تو، عرش بزرگتر از آن نیست.
علم به علمی و از عالم اعلمی جانا
چو تو، به علم و عمل عالمی به عالم نیست
هوش مصنوعی: عزیزم، تو از همهی دانشمندان با علمتر و باتجربهتری. هیچ عالم یا دانشمندی نمیتواند بهاندازهی تو در علم و عمل برجسته باشد.
تو را، ز هفت خط جام جم کنم آگاه
که ملک فقر کم از هفت کشور جم نیست
هوش مصنوعی: من تو را به علم و آگاهی هایی که از جام جم میگیرم، آشنا میکنم که سلطنت فقر، در مقایسه با هفت کشور جمشید، چیزی کم ندارد.
قدم ز ملک قدم در حدوث نه کز تو
کسی به شهر قدم یک قدم مقدم نیست
هوش مصنوعی: هیچ کسی به قدمت در دنیای وجود نمیرسد، چرا که قدمی که تو به پیش میگذاری، از تمام موجودات بالاتر و ارزشمندتر است.
به پیش کلب تو چون لابه کرد شیر فلک
از آنکه شیر فلک همچو او معلم نیست
هوش مصنوعی: وقتی شیری از آسمان به پرستش تو میپردازد، بدان که هیچ معلمی مانند تو وجود ندارد.
ز بانگ توپ و تفنگم گرفت دل «حاجب »
بیا که غیر تو کس صلح را مصمم نیست
هوش مصنوعی: به خاطر صدای توپ و تفنگ، دل «حاجب» به شدت نگران و پر اضطراب است. بیا و دریاب که هیچکس به جز تو ارادهای برای برقراری صلح ندارد.