برگردان به زبان ساده
بود تا صبح مهمان یارم امشب
ز بخت و عمر برخوردارم امشب
هوش مصنوعی: امشب تا صبح مهمان یارم هستم و از خوشبختی و زندگیام لذت میبرم.
بود روح القدس تا صبح ساقی
که هم پیمانه شد دلدارم امشب
هوش مصنوعی: تا صبح، روح قدسی در کنار ساقی بود که امشب دلبرم پیمانهدار شده است.
بود در بر مرا آن آیت نور
مسلم گشت نور و نارم امشب
هوش مصنوعی: امشب در کنار من نشانهای از نور و روشنی وجود دارد که باعث شده است که روشنایی و تاریکی به وضوح حس شوند.
سر، دارم نویسد حق هوالله
اگر دستش کشد بر، دارم امشب
هوش مصنوعی: امشب اگر دست الهی به من برسد، سر و جانم را تقدیم میکنم.
به دریای حقیقت غوطه زد، دل
برآمد گوهر شهوارم امشب
هوش مصنوعی: امشب در عمق حقیقت فرو رفتم و از دل خود زیبایی و لذتی خاصی را کشف کردم.
به شست صبح هر ماهی نهنگیست
چو شست انگشت خود بر دارم امشب
هوش مصنوعی: هر صبح، مثل شست انگشت من که امروز برمیدارم، در مقایسه با نهنگ در دریاست. این تصویر نشاندهنده این است که هر صبح میتواند آغاز جدیدی باشد و ما قدرت تغییر و حرکت داریم.
قمر شد چون سحاب از چشم بگذشت
ثوابت شد همه سیارم امشب
هوش مصنوعی: ماه مانند ابر از جلوی چشمها عبور کرد و همه ستارهها در این شب برایم ثابت و بیحرکت شدند.
همه خفتند و بیداری نمانده است
زهی از طالع بیدارم امشب
هوش مصنوعی: همه خوابیدند و هیچ کس بیدار نیست، چه خوب که من امشب بیدارم.
تعالی الله بغیر از یار در، دار
نباشد تا سحر دیارم امشب
هوش مصنوعی: خداوند بی یاری در کنار من وجود ندارد، تا صبحی که در این دیار هستم.
به من تسلیم شد آن شوخ دلدار
بحق بر یار خود مختارم امشب
هوش مصنوعی: امشب، معشوقهی بازیگوش دل به من داده و به من اجازهی انتخاب و تصرف در احساساتش را داده است.
شدم شیدای لیلی آفرینی
که هامون گرد مجنون وارم امشب
هوش مصنوعی: امشب در حال و هوای عشق لیلی هستم و به شدت شیفته و مجنون او شدهام، مانند گرد و خاکی که در هامون پراکنده میشود.
به همره در حیات و در مماتم
همین سودا که بر سر دارم امشب
هوش مصنوعی: در زندگی و حتی پس از مرگ، همچنان به این فکر و احساس مشغول هستم که امشب برایم اهمیت دارد.
دل و جان رفت از دستم ولیکن
چو «حاجب » بر سران سردارم امشب
هوش مصنوعی: دل و جانم را از دست دادم، اما امشب مانند «حاجب» بر سر فرماندهان ایستادهام.