برگردان به زبان ساده
در آن مجلس که حرمت نیست می را
صلا ده ای پسر خوبان ری را
هوش مصنوعی: در جلسهای که در آن احترام وجود ندارد، ای پسر خوبان، از می دعوت کن.
می و مطرب در این مجلس مباح است
خبر کن ساقی فرخنده پی را
هوش مصنوعی: در این جمع، نوشیدنی و موسیقی جایز است، به ساقی بگو که بیا و خوشحالی را به ما بیفزاید.
به ری خوبان دریغ از ما نکردند
می و چنگ و رباب و عود و نی را
هوش مصنوعی: خوبان در شهر ری به ما هیچ چیزی از می و ساز و بربط و عود و نی ندادند.
چنان دارند یارانم که دارند
بنات النعش اطراف جدی را
هوش مصنوعی: یارانم مانند ستارههای زحل، در کنار هم و بینهایت باوقار و زیبا هستند.
چه سر در باده و جام است زاهد
که عالم راغب هستند این دو شی را
هوش مصنوعی: زاهد، چه مفهومی از شراب و جام میفهمی وقتی که تمامی عالمان به این دو چیز جذب شدهاند؟
به یک جام آن چنانم مست گرداند
که بخشم تخت و تاج جم و کی را
هوش مصنوعی: به قدری از شراب مست میشوم که حتی از تخت و تاج پادشاهی نیز میگذرم و برایم اهمیتی ندارد.
تو از عکس رخ و زلف آفریدی
به حکمت نور و ظلمت شمس و فی را
هوش مصنوعی: تو به زیبایی چهره و موی خویش، به دوراندیشی و حکمت، نور و تاریکی را همچون خورشید و ماه خلق کردهای.
معلم شد به علم و عشق جانان
که این علم و هنر آموخت وی را
هوش مصنوعی: معلم در عشق و دانش محبوبش مهارت یافت، چرا که این دانش و هنر را او به او آموخت.
بهار عمر را، هست از قفا، دی
تو کردی نوبهاری فصل دی را
هوش مصنوعی: بهار زندگی من از پشت سر است، که تو در زمستان به من طراوت و شادی بخشیدی.
بساط حاتم طی، طی نگردد
اگر دست قضا طی کرد طی را
هوش مصنوعی: کار و اعمال حاتم طائی، هرگز به پایان نخواهد رسید اگر مقدر با دقت و سنجیده عمل کند.
کریمان را نگیرد، موت دامن
که «حاجب » کرد طی این طرفه حی را
هوش مصنوعی: افراد بزرگوار و کریم، هرگز دامن مرگ را نمیگیرند، زیرا همانطور که در این دنیا باید مراقب حیات خویش باشند، باید از راههای نابخردانه و خطرناک دوری کنند.