برگردان به زبان ساده
صراحی دگر بارم از دست برد
به من باز بنمود می دستبرد
هوش مصنوعی: جام جدیدی از شراب به من نشان دادند و دوباره انگار که دست از من برداشتند و شربت را به من دادند.
هزار آفرین بر می سرخ باد
که از روی ما رنگ زردی ببرد
هوش مصنوعی: هزار بار به بادِ خوشی که رنگ زرد را از چهرهام میبرد و میدمد، تحسین و ستایش میکنم.
بنازیم دستی که انگور چید
مریزاد پایی که در هم فشرد
هوش مصنوعی: بیا تا به جمال دستی افتخار کنیم که انگور چیده و به یاد اهمیت پایی که زمین را فشرده، ارج بگذاریم.
برو زاهدا خورده بر ما مگیر
که کار خدایی نه کاریست خرد
هوش مصنوعی: به زاهد بگو که از ما دور شود و به ما نپردازد، زیرا کار خداوند به کارهای کوچک و ناچیز مرتبط نیست.
مرا از ازل عشق شد سرنوشت
قضای نوشته نشاید سترد
هوش مصنوعی: عشق برای من از ابتدای آفرینش تقدیر و سرنوشت نوشته شده است و هیچچیز نمیتواند آن را تغییر دهد.
مزن دم ز حکمت که در وقت مرگ
ارسطو دهد جان، چو بیچاره کرد
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره میشود که نباید دربارهٔ حکمت و دانایی در زمان مرگ صحبت کرد، چرا که حتی بزرگانی مانند ارسطو نیز در چنین مواقعی دچار درد و رنج میشوند و به نوعی در وضعیت تأسفآوری قرار میگیرند. به عبارت دیگر، در لحظات پایانی زندگی، دانایی و حکمت نمیتوانند مانع از رنج و دشواریهای زندگی شوند.
مکش رنج بیهوده خرسند باش
قناعت کن ار نیست اطلس چو برد
هوش مصنوعی: خودت را در زحمت بیهوده نینداز و شاد باش. اگرچه ممکن است چیزهایی که میخواهی را نداشته باشی، ولی با همان چیزهایی که داری راضی باش.
چنان زندگانی کن اندر جهان
که چون مرده باشی نگویند مرد
هوش مصنوعی: زندگیات را بهگونهای بگذران که وقتی از دنیا رفتی، کسی نگویند تو مردی یا تو را فراموش کنند.
شود مست وحدت زجام الست
هر آن کـاو چو حافظ می صاف خورد
هوش مصنوعی: هر کس که مانند حافظ از جام عشق و معرفت بنوشد، در حالتی خاص و غنی از وحدت و یگانگی مست خواهد شد.