برگردان به زبان ساده
گر زلف پریشانت در دست صبا افتد
هر جا که دلی باشد در دام بلا افتد
هوش مصنوعی: اگر زلف آشفته تو به دست باد بیفتد، هر جایی که دلی وجود داشته باشد، در دام مشکلات گرفتار میشود.
ما کشتی صبر خود در بحر غم افکندیم
تا آخر از این طوفان هر تخته کجا افتد
هوش مصنوعی: ما تحمل خود را در دریاى غم گذاشتهایم و تا پایان این طوفان، هر بخش از زندگیمان به کجا برود، میپذیریم.
هر کس به تمنائی فال از رخ او گیرد
بر تخته فیروزی تا قرعه کرا افتد
هوش مصنوعی: هر کسی که به امیدی از چهره او سراغی بگیرد، بر تخته شانس و خوشبختی مینشیند تا ببیند قرعه نصیب چه کسی میشود.
گر زلف سیاهت را من مشک ختا گفتم
در تاب مشو جانا در گفته خطا افتد
هوش مصنوعی: اگر من زلف سیاه تو را مشک ختا نامیدم، در این حال عزیزم، در گفتهام خطا میکند.
آخر چه زیان افتد سلطان ممالک را
کو را نظری روزی بر حال گدا افتد
هوش مصنوعی: برای سلطانی که در حکومت خود به حال تهیدستان نگاهی می اندازد، چه خسارتی ممکن است پیش آید؟
آن باده که دلها را از غم دهد آزادی
پر خون جگر گردد چون دور به ما افتد
هوش مصنوعی: آن شرابی که دلها را از غم رها میسازد، وقتی به ما میرسد، دلی پر از درد و غم به همراه میآورد.
احوال دل حافظ از دست غم هجران
چون عاشق سرگردان کز دوست جدا افتد
هوش مصنوعی: حافظ در این بیت به وضع دل خود اشاره میکند و میگوید که او مانند عاشق سرگشتهای است که به خاطر درد جدایی از معشوقش، در رنج و غم به سر میبرد. احساسات و اندوه او ناشی از دوری از کسی است که به او محبت و عشق ورزیده است.