برگردان به زبان ساده
ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده
خوشتر ز چشم مستت چشم جهان ندیده
هوش مصنوعی: ای کسی که نور چهرهات روشنیبخش چشمان من است، چشمان دیوانهات زیباتر از چشمان هر کسی است که در این دنیا دیدهام.
همچون تو نازنینی سر تا قدم لطافت
گیتی نشان نداده ایزد نیافریده
هوش مصنوعی: تو همچون زیباترین و لطیفترین موجودات هستی که خداوند مانند تو را نیافریده است.
هر زاهدی که دیده یاقوت جان فزایش
سجاده ترک کرده پیمانه در کشیده
هوش مصنوعی: هر زاهدی که زیبایی و ارزش روح را درک کرده، از دنیا و مادیات فاصله گرفته و به سویی دیگر رفته است تا از خوشیهای زندگی بهرهمند شود.
بر چهره بخت نیکت تعویذ چشم زخم است
هر دم و ان یکادی ز اخلاص بردمیده
هوش مصنوعی: شما به لطف بخت خوبتان همیشه زیر نظر آسیبهای احتمالی و حسادت دیگران هستید و این موضوع باعث میشود که شما آرامش و خوشبختی خود را حفظ کنید.
بر قصد خون عشاق ابرو و چشم شوخش
گاه این کمین گشاده گاه آن کمان کشیده
هوش مصنوعی: چشمان و ابروی معشوق دامی برای عاشقان است که گاهی نمایان و آماده صیدند و گاهی در حال کشیدن تیر.
تا کی کبوتر دل باشد چو مرغ بسمل
از زخم ناوک تو در خاک و خون تپیده
هوش مصنوعی: تا چه زمانی دل مثل کبوتر خواهد بود، همچنان که مرغی زخمی از تیر زخم تو در خاک و خون غوطهور است؟
از سوز سینه هر دم دودم به سر درآید
چون عود چند باشم در آتش رمیده
هوش مصنوعی: از دل شکستهام هر لحظه دودی به آسمان بلند میشود. من مانند عود، چندین بار در آتش سوزانده میشوم.
گر زآنک رام گردد بخت رمیده با من
هم زان دهن برآرم کام دل رمیده
هوش مصنوعی: اگر خوشبختی که از من دور شده، دوباره به من روی آورد، من نیز از همان جا که دلتنگم، خواستههایم را برآورده میکنم.
میلی اگر ندارد با عارض تو ابرو
پیوسته از چه باشد چون قد من خمیده
هوش مصنوعی: اگر ابروهایت با چهرهات هماهنگ نیستند، دلیلش چیست وقتی که قامت من خمیده و نازک است؟
گر بر لبم نهی لب یابم حیات باقی
آن دم که جان شیرین باشد به لب رسیده
هوش مصنوعی: اگر لبهای تو را بر لبهای خود بگذارم، زندگی جاودانی را به دست میآورم؛ زمانی که جان شیرینم به لبهایم نزدیک شده است.
تا کی فرو گذاری چون زلف خود دلم را
سرگشته و پریشان ای نور هر دودیده
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی به من بیتوجهی کنی و دلم را به خاطر خودت آشفته و سرگردان نگهداری، ای نور چشمان من؟
در پای خار هجران افتاده در کشاکش
وز گلبن وصالت هرگز گلی نچیده
هوش مصنوعی: در برابر مشکلات جدایی به زانو درآمدهام و هیچگاه از باغ وصال تو گلی نچیدهام.
گر دست من نگیری با خواجه بازگویم
کز عاشقان بیدل دل می برد دو دیده
هوش مصنوعی: اگر تو دست من را نگیری، با آقا به سادگی میگویم که چشمهای عاشق بیخیال، دلها را میرباید.
ما را بضاعت این است گر در مذاقت افتد
درهای شعر حافظ بنویس بر جریده
هوش مصنوعی: همین که ما توانایی محدودی داریم، اگر تو در خلق شعر به مزاج ما بیفتی، میتوانی اشعار حافظ را بر روی کاغذ بنویسی.