برگردان به زبان ساده
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید
که ز انفاس خوشش بوی کسی میآید
هوش مصنوعی: ای دل، خوشحالی کن که یک روح بزرگ و نیکو به زودی میآید و از نفسهای خوشش عطر شخصی خاص به مشام میرسد.
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زدهام فالی و فریادرسی میآید
از غم جدایی ناله و فریاد نزن، زیرا شب گذشته فال گرفتم و کسی برای کمک میآید.
زآتش وادی ایمن نه منم خُرّم و بس
موسی آنجا به امید قبسی میآید
هوش مصنوعی: من از آتش سرزمین ایمن نیستم که خوشحال باشم، فقط موسی در آنجا با امید شعلهای میآید.
هیچ کس نیست که در کوی تواش کاری نیست
هرکس آنجا به طریق هوسی میآید
هوش مصنوعی: در هیچ جا هیچکس وجود ندارد که در خیابان تو مشغول کار باشد. هر کسی که آنجا میآید، به خاطر تمایلات و خواستههای خود میآید.
کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست
این قدر هست که بانگ جرسی میآید
هوش مصنوعی: هیچکس نمیدانست که محل زندگی محبوب کجاست، اما این شواهد کافی است که صدای او به گوش میرسد.
جرعهای دِه که به میخانهٔ ارباب کرم
هر حریفی ز پی ملتمسی میآید
هوش مصنوعی: به من یک نوشیدنی بده که در میخانهٔ پر از بخشش، هر شخصی برای دعا و درخواست خود به آنجا میآید.
دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است
گو بران خوش که هنوزش نفسی میآید
هوش مصنوعی: اگر دوستت حالش خوش نیست و غمگین است، بهتر است به او سر بزنی و احوالش را بپرسی؛ چرا که هنوز نفس میکشد و امیدی برای بهبود وجود دارد.
خبر بلبل این باغ بپرسید که من
نالهای میشنوم کز قفسی میآید
هوش مصنوعی: بلبل از این باغ پرسید که چرا صدای نالهای را میشنوم که از قفسی به گوش میرسد.
یار دارد سر صید دل حافظ یاران
شاهبازی به شکار مگسی میآید
هوش مصنوعی: محبوبی که حافظ به آن اشاره میکند، مانند یک شکارچی ماهر است که قلب او را به راحتی به دام میاندازد. در این میان، او دوستانی دارد که به خوبی از مهارتهایش آگاهند و به نظاره این صحنه مینشینند. در عین حال، به نظر میرسد که در این گیرودار، یک مگس ناچیز نیز به عنوان شکار کوچکتری به سوژه تبدیل میشود.