برگردان به زبان ساده
شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفت
رویِ مَه پیکرِ او سیر ندیدیم و برفت
هوش مصنوعی: ما هرگز از لبهای شیرین او جرعهای ننوشیدیم و وقتی که او رفت، نتوانستیم چهرهاش را بهخوبی ببینیم و دیگر نیز به یادش نخواهیم بود.
گویی از صحبتِ ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گَردش نرسیدیم و برفت
هوش مصنوعی: او به نظر میرسید که از گفتوگوهای ما خسته شده و در نهایت به سفرش ادامه داد و ما نتوانستیم به او برسیم.
بس که ما فاتحه و حرزِ یمانی خواندیم
وز پیاش سوره اخلاص دمیدیم و برفت
هوش مصنوعی: ما آنقدر فاتحه و دعا خواندیم که به یاد آوردن آنها هم برایمان سخت شده است؛ به دنبال آن سوره اخلاص را نیز بر زبان راندیم و سپس از همه چیز گذشتیم.
عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد
دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت
هوش مصنوعی: به ما ناز و کرشمه کردند و وعده دادند که یک بار از کنار ما بگذری، اما حالا دیدی که در نهایت با همین ناز و کرشمهها از پیش ما رفتی.
شد چمان در چمنِ حسن و لطافت لیکن
در گلستانِ وصالش نَچَمیدیم و برفت
هوش مصنوعی: در زیباگردی و خوشحالی در میان زیبایی و لطافت میگذرانیدم، اما در باغ وصال او از شادکامی بازماندم و از آنجا دور شدم.
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
هوش مصنوعی: ما مانند حافظ تمام شب گریه و زاری کردیم و افسوس که نتوانستیم به وداعش برسیم و او رفت.