برگردان به زبان ساده
اگر چه عرض هنر پیشِ یار بیادبیست
زبان خموش، ولیکن دهان پُر از عربیست
اگرچه بیان هنر در برابر یار دل ربا بیادبی محسوب میشود پس بهتر است زبان را ببندیم،و این درحالیست که در زبان آوری هنرمند و ماهر هستیم و در دل احساسات و افکار واژههای زیبا و ادبی فراوان داریم.
پری نهفته رخ و دیو در کرشمهٔ حُسن
بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست
هوش مصنوعی: زیبایى مانند پری در دل خود پنهان است و موجودی پلید در شگفتی از زیبایی او میسوزد. چشمانش پر از حیرت است که این چه شگفتیای است.
در این چمن گلِ بی خار کس نچید، آری
چراغِ مصطفوی با شرارِ بولَهَبیست
هوش مصنوعی: در این گلزار، هیچ گلی که بدون خاری باشد نگفته شد، زیرا روشنایی محمد (ص) با آتشِ جهل و نادانی در تضاد است.
سبب مپرس که چرخ از چه سِفلهپرور شد
که کامبخشی او را بهانه بیسببیست
هوش مصنوعی: دلیل آن را نپرس که چرا گردش روزگار افرادی ناتوان و بیارزش را پرورش میدهد؛ زیرا بزرگمنشی و موفقیت او هیچ دلیل خاصی ندارد و این یک امر تصادفی است.
به نیم جو نخرم طاقِ خانقاه و رِباط
مرا که مَصطَبه ایوان و پای خُم طَنَبیست
هوش مصنوعی: من برای نیم جو (مقدار بسیار کمی از پول) طاق خانقاه و رباط (محلهای عبادت و زندگی صوفیان) خودم را نمیفروشم، چون در واقع صندلی ایوان و پای خم که نشیمنگاه من است، برایم با ارزشتر از آن است.
جمالِ دختر رَز، نورِ چشمِ ماست مگر
که در نقابِ زُجاجی و پردهٔ عِنَبیست
بیشک زیبایی می روشنی بخش چشم ماست که در نقاب بلورین و پس پردهای شفاف قرار گرفته
هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه
کنون که مستِ خرابم، صلاح بیادبیست
هوش مصنوعی: من در گذشته هزاران عقل و ادب داشتم، اما اکنون که مست و خراب هستم، به نظر میرسد که بیادبی بهترین کار است.
بیار می که چو حافظ هزارم استظهار
به گریهٔ سحری و نیازِ نیمشبیست
هوش مصنوعی: بیار می، چرا که مثل حافظ، هزار بار از آینده امید دارم و به گریه صبحگاهی و درخواستهای شبانه نیازمندم.