برگردان به زبان ساده
ساقیا سایهٔ ابر است و بهار و لب جوی
من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی
هوش مصنوعی: ای ساقی، سایهی ابر، بهار و کنارهی جوی را میبینم، اما از من نپرس چه کار کنم؛ خودت بگو که اهل دل چه باید بکند.
بوی یکرنگی از این نقش نمیآید خیز
دلق آلودهٔ صوفی به می ناب بشوی
هوش مصنوعی: اگر در این تصویر، رنگ وحدت و یکدلی حس نمیشود، پس بهتر است لباس ناپاک درویش را کنار بگذاری و با شراب خالص و ناب، خود را پاکسازی کنی.
سفلهطبع است جهان، بر کَرَمَش تکیه مکن
ای جهاندیده! ثباتِ قدم از سفله مجوی
هوش مصنوعی: دنیا افرادی بیارزش و پست دارد، بنابراین به سخاوت و بزرگواری آن تکیه نکن. از افراد پست و بیمقدار نباید انتظار ثبات و استقامت داشته باشی.
دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر
«از در عیش درآ و به ره عیب مپوی»
هوش مصنوعی: دو نکته را به تو توصیه میکنم که گوش کن و از آن بهرهمند شو: اول اینکه از در شادمانی وارد شو و دوم اینکه به دنبال عیبجویی نرو.
شکر آن را که دگربار رسیدی به بهار
بیخ نیکی بنشان و ره تحقیق بجوی
هوش مصنوعی: خوشحالی از این که دوباره بهاری را تجربه کردی، خوب است. حالا باید کارهای نیکو را آغاز کنی و در پی حقیقت و دانش باشی.
روی جانان طلبی، آینه را قابل ساز
ور نه هرگز گل و نسرین ندمد ز آهن و روی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال زیبایی و حقیقت هستی، باید خودت را شایستهاش کنی. در غیر این صورت، هرگز نمیتوانی از زیباییها و لطافتهای زندگی بهرهمند شوی.
گوش بگشای که بلبل به فغان میگوید
خواجه تقصیر مفرما گل توفیق ببوی
هوش مصنوعی: گوش کن که بلبل در حال گلایه است و از تو میخواهد که تقصیرات را نپذیری، چرا که گل توفیق از بوی خوش توست.
گفتی از حافظِ ما بوی ریا میآید
آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی
هوش مصنوعی: گفتی که از حافظ ما بوی نفاق و تزویر به مشام میرسد، اما درود بر تو که با هوش و زکاوتت این بوی تلخ را به خوبی تشخیص دادی.