برگردان به زبان ساده
صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
به یادگار بمانی که بوی او داری
ای نسیم صبا، تو بوی خوش آن گیسوی سیاه خوشبو را به همراه داری...امیدوارم وزش تو پیوسته برقرار بماند، چرا که نشانه و اثر اورا با خود آورده ای
دلم که گوهر اسرار حسن و عشق در اوست
توان به دست تو دادن گرش نکو داری
هوش مصنوعی: دل من پر از رازهای عشق و زیبایی است، اگر تو به آن احترام بگذاری و خوب از آن نگهداری کنی، میتوانم آن را به تو بسپارم.
در آن شمایل مطبوع هیچ نتوان گفت
جز این قدر که رقیبان تندخو داری
هوش مصنوعی: در آن زیبایی دلنشین، تنها میتوان گفت که تو حریفانی سختگیر و تندخو داری.
نوای بلبلت ای گل کجا پسند افتد
که گوش و هوش به مرغان هرزه گو داری
هوش مصنوعی: ای گل، صدای نغمهساز تو کجا به دل مینشیند، در حالی که تو توجه و تمرکزت به سخنان پرندگان بیفایده معطوف است؟
به جرعه تو سرم مست گشت نوشت باد
خود از کدام خم است این که در سبو داری
هوش مصنوعی: با جرعهای از تو، سرم به شدت مست شد. بگو هوای من از کدام خم است، که این نوشیدنی را در سبو نگهداشتی؟
به سرکشی خود ای سرو جویبار مناز
که گر بدو رسی از شرم سر فروداری
هوش مصنوعی: ای سرو زیبای من، به خودسری و لجبازیات ادامه نده، زیرا اگر به من نزدیک شوی، از شرم سرم را پایین میاندازم.
دم از ممالک خوبی چو آفتاب زدن
تو را رسد که غلامان ماه رو داری
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از زیباییها و فضیلتها سخن بگویی، باید همچون آفتاب درخشید و این شایستگی را داری که با افرادی با جمال و دلربا محشور باشی.
قبای حسن فروشی تو را برازد و بس
که همچو گل همه آیین رنگ و بو داری
هوش مصنوعی: لباسی که زیبایی تو به تن کرده است، به قدری جذاب و دلرباست که مانند گل، هر نوع زیبایی و عطر و طراوتی را در خود دارد.
ز کنج صومعه حافظ مجوی گوهر عشق
قدم برون نه اگر میل جست و جو داری
هوش مصنوعی: از گوشهی صومعه به دنبال گوهری به نام عشق نباش؛ اگر به جستوجو و گشت و گذار علاقهداری، باید قدم از آنجا بیرون بگذاری.