برگردان به زبان ساده
به جان او که گرم دسترس به جان بودی
کمینه پیشکش بندگانش آن بودی
هوش مصنوعی: به جان او که به شدت به جان نزدیک است، کمترین چیزی که بندگانش پیشکش میکردند، همین بود.
بگفتمی که «بها چیست خاک پایش را؟»
اگر حیات گران مایه جاودان بودی
هوش مصنوعی: گفتم که ارزش خاک پای او چه ارزشی دارد؟ اگر زندگی ارزشمند و جاودانی بود.
به بندگی قدش سرو معترف گشتی
گرش چو سوسن آزاده ده زبان بودی
هوش مصنوعی: اگر به قد و قامت او مانند سرو اعتراف کردهای، باید بگویی که او مانند سوسن آزاده، زیبا و باوقار است و اگر زبان داشت، میتوانست این زیبایی را بیان کند.
به خواب نیز نمیبینمش چه جای وصال
چو این نبود و ندیدیم باری آن بودی
هوش مصنوعی: من حتی در خواب هم او را نمیبینم، چه رسد به اینکه بتوانم با او به وصال برسم، چون تاکنون این امکان را نداشتهام.
اگر دلم نشدی پایبند طرهٔ او
کیاش قرار در این تیرهخاکدان بودی؟
هوش مصنوعی: اگر دل من به داشتن موهای او وابسته نشده باشد، پس او چگونه میتواند در این دنیا که پر از ناراحتی و غم است آرامش پیدا کند؟
به رخ چو مهرِ فلک بینظیرِ آفاق است
به دل دریغ که یک ذره مهربان بودی
هوش مصنوعی: به مانند ماهی که در آسمان میدرخشد، زیبایی و استثنایی در دنیا وجود دارد، ولی افسوس که در دلِ ما حتی یک ذره از محبت و مهربانی وجود ندارد.
درآمدی ز درم کاشکی چو لمعهٔ نور
که بر دو دیدهٔ ما حکم او روان بودی
هوش مصنوعی: ای کاش از مال و ثروتم چون پرتو نوری به چشمان ما میتابید و به ما حکم میکرد.
ز پرده نالهٔ حافظ برون کی افتادی؟
اگر نه همدم مرغان صبح خوان بودی
هوش مصنوعی: کی از پردهی نالههای حافظ خارج شدهای؟ اگر نه، باید همسفر پرندگان صبحخوان بوده باشی.