برگردان به زبان ساده
کُنون که بر کفِ گُل، جامِ بادهٔ صاف است
به صد هزار زبان، بلبلش در اوصاف است
هوش مصنوعی: اکنون که لیوانی پر از شراب صاف بر گل قرار دارد، بلبل به هزار زبان درباره زیباییهای آن صحبت میکند.
بخواه دَفْتَرِ اَشعار و راهِ صَحرا گیر
چه وَقْتِ مدرسه و بَحْثِ کَشْفِ کَشّاف است؟
هوش مصنوعی: بیایید دفتر اشعار را بگیریم و به دشت برویم؛ چون اکنون زمان درس و بررسی های عمیق و دشوار است.
فقیهِ مدرسه، دی، مَسْت بود و فَتوی داد
که مِی، حَرام ولی بِهْ ز مالِ اوقاف است
هوش مصنوعی: فقیهی که در مدرسه درس میخواند به خمر مست شده بود و فتوا داد که نوشیدن شراب حرام است، اما بهتر از استفاده از اموال وقف است.
به دُرد و صاف، تو را حُکْم نیست خوش دَرکَش
که هرچه ساقیِ ما کَرْد عِیْنِ اَلطاف است
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که تو نمیتوانی در مورد نوشیدنیهای مختلف قضاوت کنی، زیرا هر چیزی که ساقی ما ارائه میدهد، به نوعی لطف و نیکی است. به عبارتی، هر آنچه در این باره تجربه میکنی، باید با نگاهی مثبت و با درک دقیقتری پذیرش کنی.
بِبُر ز خَلق و چو عَنقا، قیاسِ کار بگیر
که صیتِ گوشهنشینان، زِ قاف تا قاف است
هوش مصنوعی: از میان مردم فاصله بگیر و مانند پرنده افسانهای عَنقا، کار خود را بسنج. زیرا شهرت و آوازهی کسانی که گوشهنشین هستند، از یکی تا آخری جهان پراکنده است.
حَدیثِ مُدّعیان و خیالِ همکاران
همان حکایتِ زَردوز و بوریاباف است
هوش مصنوعی: داستان کسانی که ادعای دانش و کارایی دارند و خیال همکارانشان، مشابه حکایت زردوز و بوریاباف است. این به این معناست که هر یک از آنها در عالم خود مشغولند و تنها در خیال و سخن خود به هم مرتبطاند، بدون آنکه واقعا یکدیگر را درک کنند یا در عمل همکاری داشته باشند.
خموش «حافظ» و این نکتههایِ چونِ زَرِ سُرخ
نگاه دار که قَلّابِ شهر، صَرّاف است
هوش مصنوعی: سکوت کن حافظ و این نکات ارزشمند را که مانند طلا قرمز است، حفظ کن؛ چراکه در این شهر، تبهکاران و کلاهبرداران وجود دارند.