برگردان به زبان ساده
لبش میبوسم و در میکشم می
به آب زندگانی بردهام پی
هوش مصنوعی: من لبهایش را میبوسم و در عمیق میکشم. انگار که شرابی از زندگی به دست آوردهام.
نه رازش میتوانم گفت با کس
نه کس را میتوانم دید با وی
: نه میتوانم رازهای خود را با کسی در میان بگذارم و نه میتوانم ببینم او کسی را ملاقات میکند .
لبش میبوسد و خون میخورد جام
رخش میبیند و گل میکند خوی
هوش مصنوعی: او لبانش را میبوسد و احساس شوق و لذت میکند، وقتی اسبش را میبیند، همچون گل از شادی میشکفد.
بده جام می و از جم مکن یاد
که میداند که جم کی بود و کی کی؟
هوش مصنوعی: به تو جام می بده و دیگر به یاد جم نیفت، چرا که نوشیدنی میداند که جم کی بوده و چه زمانی وجود داشته است.
بزن در پرده چنگ ای ماه مطرب!
رگش بخراش تا بخروشم از وی
مصرع دوم: تار و سیم چنگ را بزن و بخراش، تا از آن به جوش و خروش بیایم.
گل از خلوت به باغ آورد مسند
بساط زهد همچون غنچه کن طی
هوش مصنوعی: گل از تنهایی و دوری به باغ آورده میشود و فضای زهد را همانند غنچهای تازه و زیبا آماده میکند.
چو چشمش مست را مخمور مگذار
به یاد لعلش ای ساقی بده می
هوش مصنوعی: چشمانش را مانند کسی که مست و مدهوش است، بیخود نکن. ای ساقی، به یاد زیبایی لبهایش، می بده.
نجوید جان از آن قالب جدایی
که باشد خونِ جامش در رگ و پی
هوش مصنوعی: روح خود را از آن قالب جدا نکن که خونش در رگ و پی وجود دارد.
زبانت درکِش ای حافظ زمانی
حدیث بیزبانان بشنو از نی
هوش مصنوعی: ای حافظ، زبان تو را سرزنش کن و لحظهای به سخنان بیزبانان گوش بده تا مثل نی درک و احساس آنها را دریابی.