برگردان به زبان ساده
گفتا برون شدی به تماشای ماهِ نو
از ماهِ ابروانِ مَنت شرم باد رو
هوش مصنوعی: او گفت: تو به تماشای ماه نو بیرون رفتهای، ولی از خاطر نشان کردن ابروان زیبا و دلربایت شرم کن.
عمریست تا دلت ز اسیرانِ زلفِ ماست
غافل ز حفظِ جانبِ یارانِ خود مشو
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که دل تو از عشق ما آزاد نیست. مراقب باش که نسبت به دوستانت غافل نشوی.
مَفروش عطرِ عقل به هِندوی زلفِ ما
کانجا هزار نافهٔ مُشکین به نیمجو
هوش مصنوعی: عطر عقل خود را به موهای زیبای ما نفروش، چرا که آنجا هزاران عطر خوشبو با هزینهای ناچیز موجود است.
تخمِ وفا و مهر در این کهنه کشتهزار
آنگه عیان شود که بود موسمِ درو
هوش مصنوعی: در این زمین خشک و قدیمی، تنها در فصل برداشت، نشانههای وفا و محبت به بار می نشیند.
ساقی بیار باده که رمزی بگویمت
از سرِّ اخترانِ کهنسیر و ماهِ نو
هوش مصنوعی: ای ساقی، برایم نوشیدنی بیاور تا رازی را برایت بگویم که از دوران ستارههای باستانی و ماه نو سرچشمه میگیرد.
شکلِ هلالِ هر سرِ مه میدهد نشان
از افسرِ سیامک و ترکِ کلاهِ زو
هوش مصنوعی: هلال که شکلش شبیه سر ماه است، نشانهای از زیبایی و جذابیت کسی است که مانند افسر سیامک با کلاهی زیبا و برجسته درخشیده است.
حافظ جنابِ پیرِ مغان مأمنِ وفاست
درسِ حدیثِ عشق بر او خوان و زو شنو
هوش مصنوعی: عزیز ما، پیر مغان، پناهگاهی برای وفاداری و عشق است. از او درسی درباره عشق بیاموز و از سخنانش بشنو.