برگردان به زبان ساده
نکتهای دلکَش بگویم خالِ آن مَهرو ببین
عقل و جان را بستهٔ زنجیرِ آن گیسو ببین
هوش مصنوعی: میخواهم نکتهای جذاب دربارهٔ زیبایی آن معشوق بگویم؛ ببین که چطور زیبایی او باعث میشود عقل و جان انسان در زنجیر آن موهای بلندش اسیر شوند.
عیبِ دل کردم که وحشیوضع و هرجایی مباش
گفت چشمِ شیرگیر و غنجِ آن آهو ببین
از دلم عیب گرفتم که این قدر انس ناپذیر و هرجایی نباش. گفت: به چشمهای شیر گیر و کرشمههای آهوانه آن یار بنگر
حلقهٔ زلفش تماشاخانهٔ باد صباست
جانِ صد صاحبدل آن جا بستهٔ یک مو ببین
هوش مصنوعی: زن مویش به مانند نمایشگاهی است که باد صبا در آن میچرخد و جان صد دلسوخته به خاطر یک رشته مو در آنجا گرفتار شده است.
عابدانِ آفتاب از دلبرِ ما غافلاند
ای ملامتگو خدا را رو مبین آن رو ببین
هوش مصنوعی: بندگان خدا در خشوع و عبادت، از دلبر ما غافلاند. ای کسی که عیبجویی میکنی، خدا را فراموش نکن و به چهره زیبا و معشوق ما توجه کن.
زلفِ دلدزدش صبا را بند بر گردن نهاد
با هوادارانِ ره رو حیلهٔ هندو ببین
هوش مصنوعی: زلف دلفریب او را نسیم صبح بر گردن خود بسته است و با پیروانش نیرنگ هندو را تماشا کنید.
اینکه من در جستوجوی او ز خود فارغ شدم
کس ندیدهست و نبیند مثلش از هر سو ببین
هوش مصنوعی: اینکه من در پی یافتن او آنقدر غرق شدهام که از خودم بیخبر شدهام، چیزی است که هیچکس ندیده و نخواهد دید؛ هر جا را که نگاه کنی، چنین حالتی نخواهی یافت.
حافظ ار در گوشهٔ محراب مینالد رواست
ای نصیحتگو خدا را آن خمِ ابرو ببین
هوش مصنوعی: اگر حافظ در گوشهٔ عبادتگاه ناله میکند، جالب است. ای کسی که نصیحت میکنی، به آن خم ابروی معشوق نگاه کن.
از مرادِ شاه منصور ای فلک سر برمتاب
تیزیِ شمشیر بنگر قوّتِ بازو ببین
هوش مصنوعی: ای آسمان، از خواستهی شاه منصور دور شو و تیزی شمشیر او را ببین و قدرت بازوهایش را نظاره کن.