برگردان به زبان ساده
شاه شمشادقدان، خسرو شیریندهنان
که به مژگان شکند قلب همه صفشکنان
پادشاه بلندبالایان و شهریار شیرینبیانان که با مژههایش دل همه شجاعان شورشآور را میشکند…
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت: ای چشم و چراغ همه شیرینسخنان
در حال مستی بر من گذار کرد، نگاهی به من فقیر انداخت و گفت: ای سرآمد همه خوشکلامان…
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود؟
بندهٔ من شو و برخور ز همه سیمتنان
تا چه زمانی میخواهی که جیب تو از طلا و نقره خالی باشد؟ بندگی مرا بپذیر تا از همه دلبران سیمینبدن بهرهبرداری کنی.
کمتر از ذره نهای، پست مشو، مهر بورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخزنان
یک ذره گرد و غبار کمتر نیستی که خود را به خورشید میرساند. خود را فرومگذار و عاشق باش تا در حال رقص و چرخش به سراپرده خورشید برسی.
بر جهان تکیه مکن ور قدحی مِی داری
شادی زهرهجبینان خور و نازکبدنان
بر حال دنیا اعتماد مکن و اگر یک پیاله شراب داری به سلامتی ماهرویان و نازکاندامان بنوش.
پیر پیمانهکش من که روانش خوش باد
گفت: پرهیز کن از صحبت پیمانشکنان
روانشاد پیر عارف بادهنوش من گفت که از بدقولان و عهدشکنان دوری گزین…
دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
خدا را عبادت کن و دل دوست را به دست آر (منظور خدا است)و رابطهات را با دشمن قطع کن. به مردی از سوی خداوند تبدیل شو . تا بر شیطانها و اهریمنان پیروز شوی و به سلامت عبور کنی.
با صبا در چمن لاله سحر میگفتم
که شهیدانِ کهاند این همه خونینکفنان
هوش مصنوعی: با نسیم صبحگاهی در باغ گل، به لالهها میگفتم که این همه کسانی که در خون خود غوطهورند، چه افرادی هستند و چه داستانی دارند.
گفت: حافظ! من و تو محرم این راز نهایم
از می لعل حکایت کن و شیریندهنان
هوش مصنوعی: حافظ میگوید که من و تو به اندازهای نزدیک به هم نیستیم که بخواهیم به این راز عمیق پی ببریم. بهتر است از شراب قرمز بگوییم و درباره افرادی با زبان شیرین صحبت کنیم.