برگردان به زبان ساده
دَردَم از یار است و درمان نیز هم
دل فدایِ او شد و جان نیز هم
هوش مصنوعی: درد من از طرف محبوبم است و در عین حال، درمان نیز به دست اوست. دل و جانم را به خاطر او فدای او کردهام.
این که میگویند آن خوشتر ز حسن
یار ما این دارد و آن نیز هم
هوش مصنوعی: آنچه گفته میشود که زیبایی معشوق ما از هر چیز دیگر بهتر است، در واقع این زیبایی ویژگیهای خاص خودش را دارد و چیزهای دیگری نیز در آن وجود دارد.
یاد باد آن کاو به قصدِ خونِ ما
عهد را بشکست و پیمان نیز هم
هوش مصنوعی: یاد آن کسی بخیر که به خاطر خون ما، عهد و پیمان را زیر پا گذاشت.
دوستان در پرده میگویم سخن
گفته خواهد شد به دَستان نیز هم
هوش مصنوعی: دوستان، در خفا و به آرامی صحبت میکنم، چون این سخن به گوش دیگران هم خواهد رسید.
چون سر آمد دولتِ شبهایِ وصل
بگذرد ایامِ هِجران نیز هم
هوش مصنوعی: وقتی دورهی شبهای وصال به پایان برسد، روزهای جدایی نیز به سر خواهد آمد.
هر دو عالم یک فروغِ رویِ اوست
گفتمت پیدا و پنهان نیز هم
هوش مصنوعی: هر دو جهان، روشنایی و جلوهای از روی او هستند. به تو گفتم که این روشنایی هم در آشکار و هم در نهان وجود دارد.
اعتمادی نیست بر کارِ جهان
بلکه بر گردونِ گَردان نیز هم
هوش مصنوعی: به زندگی و کارهای دنیا نمیتوان اعتماد کرد، حتی به چرخش زمان نیز نمیتوان اتکا کرد.
عاشق از قاضی نترسد مِی بیار
بلکه از یَرغویِ دیوان نیز هم
ساقی، شراب بیاور که عاشق نه تنها از قاضی نمیترسد بلکه از بازپرس محکمه هم باکی ندارد
محتسب داند که حافظ عاشق است
و آصفِ مُلکِ سلیمان نیز هم
هوش مصنوعی: دستگاه قضاوت، مطمئن است که حافظ در عشق غرق است، و آصف که مقام و ثروت سلیمان را دارد نیز به همین حال است.