برگردان به زبان ساده
خُرَّم آن روز کز این منزلِ ویران بروم
راحتِ جان طلبم و از پِیِ جانان بروم
خوشا روزی که این دنیای وانفسا را ترک کنم، جانم آسوده شود و به سوی معبودم بروم
گر چه دانم که به جایی نَبَرد راه غریب
من به بویِ سرِ آن زلفِ پریشان بروم
هر چند میدانم که در راه ناشناخته مقصدی مشخص نیست، من به دنبال نشانه خوشایند و دلربای معشوق میروم
دلم از وحشتِ زندانِ سِکَندَر بگِرفت
رخت بربندم و تا مُلکِ سلیمان بروم
دلم از این دنیا گرفته است می خواهم بارم را ببندم از این دنیا به آن دنیا سفر کنم
چون صبا با تنِ بیمار و دلِ بیطاقت
به هواداریِ آن سروِ خُرامان بروم
هوش مصنوعی: هنگامی که نسیم بهاری با جسمی ناتوان و دلِ بیقرار به سمت آن سرو خوشحرکت بروم.
در رهِ او چو قلم گر به سرم باید رفت
با دلِ زخمکَش و دیدهٔ گریان بروم
اگر در راه معشوق یا حق قرار است سر و جانم قربانی شود مثل قلم که روی کاغذ میرود و نقش میزند اما خود را فدا میکند، من هم آمادهام که مسیر را طی کنم با دلی پر از درد و زخم و چشمی اشکبار
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزلخوان بروم
هوش مصنوعی: من نذر کردهام که اگر روزی از این اندوه رهایی یابم، با شادی و سرور به میکده رفته و شعر خوانی کنم.
به هواداری او ذَرِّهصفت، رقصکنان
تا لبِ چشمهٔ خورشیدِ درخشان بروم
هوش مصنوعی: با عشق و محبت او، چون ذرهای رقصان و شاداب، به سمت چشمهی درخشان خورشید میروم.
تازیان را غمِ احوالِ گرانباران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
کسانی که با سرعت و با تاختوتاز سفر میکنند ، حال و غم افرادی را که بند مکانی هستند را درک نمیکنند . ای انسانهای درستکار کمکی بدهید تا من که به این مکان دلبستگی دارم و بند هستم به خوبی و آسان از اینجا بروم
ور چو حافظ ز بیابان نبرم رَه بیرون
همرهِ کوکبهٔ آصفِ دوران بروم
هوش مصنوعی: اگر نتوانم از بیابان راهی پیدا کنم، همانند حافظ، به همراه کوکبهی آصف دوران میروم.