برگردان به زبان ساده
خیالِ رویِ تو چون بُگذَرَد به گلشنِ چَشم
دل از پِیِ نظر آید به سویِ روزنِ چَشم
هوش مصنوعی: وقتی یادِ رویِ تو در ذهنم میگذرد، چشمان دل بیاختیار به سوی روزنهای که در نگاهت وجود دارد مینگرند.
سزایِ تکیه گَهَت مَنظَری نمیبینم
منم ز عالَم و این گوشهٔ مُعَیَّنِ چَشم
هوش مصنوعی: من هیچ منظرهای مناسب با جایگاه تو نمیبینم، من هم از دنیای بیرون و هم از این گوشهای که در آن هستم، چشم انداز خاصی ندارم.
بیا که لَعل و گُهَر در نثارِ مَقْدَمِ تو
ز گنجخانه دل میکشم به روزنِ چَشم
هوش مصنوعی: بیا که من برای تو، از دل خود زیورهای گران بها و زیبا را به تماشا میگذارم، گویا که آنها را از گنجینه قلبم به چشم تو میآورم.
سَحَر سِرِشکِ رَوانم سرِ خرابی داشت
گَرَم نه خونِ جگر میگرفت دامنِ چَشم
هوش مصنوعی: در سپیدهدم، حسرت و غم من همچون اشکهای روان است. اگرچه در دل من خون جگر میجوشد، اما چشمانم لبریز از درد و اندوه است.
نخست روز که دیدم رخِ تو دل میگفت
اگر رسَد خلَلی، خونِ من به گردنِ چَشم
هوش مصنوعی: در اولین روزی که چهرهات را دیدم، دلم میگفت اگر کمترین مشکل یا نقصی در تو پیش بیاید، جانم به خاطر نگاه تو به خطر میافتد.
به بویِ مژدهٔ وصلِ تو تا سَحَر، شبِ دوش
به راهِ باد نهادم چراغِ روشنِ چَشم
هوش مصنوعی: به عطر خوش خبر وصالت تا صبح زود، شب گذشته چراغ روشن چشمانم را به سمت باد گذاشتم.
به مردمی که دلِ دردمندِ حافظ را
مَزَن به ناوَکِ دلدوزِ مردم افکنِ چَشم
هوش مصنوعی: به کسانی که دل آزرده حافظ را جریحهدار میکنند، به یاد داشته باشید که دغدغهها و دردهای دیگران را نادیده نگیرید و به چشمان پر از احساس آنها توجه کنید.