برگردان به زبان ساده
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
وز شما پنهان نشاید کرد سِرِّ مِیفروش
هوش مصنوعی: شب گذشته، شخصی با من به طور مخفیانه صحبت کرد و گفت که نباید رازهای مربوط به فروش شراب را از شما پنهان کرد.
گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع
سخت میگردد جهان بر مردمانِ سختکوش
هوش مصنوعی: به خودت فشار نیاور و در کارهایت راحتتر عمل کن، زیرا دنیا با کسانی که بیش از حد سختکوش هستند، به طرز دشواری برخورد میکند.
وان گَهَم دَر داد جامی کز فروغش بر فلک
زهره در رقص آمد و بَرْبَط زنان میگفت نوش
هوش مصنوعی: در یک زمان، جامی به من دادند که شعاع نور آن باعث شد زهره، ستاره زیبا، به رقص درآید و نوازندگان هم آهنگی شاداب میخواندند و میگفتند نوش.
با دلِ خونین لبِ خندان بیاور همچو جام
نی گَرَت زخمی رسد، آیی چو چنگ اندر خروش
مانند جام می با خون دل لبی خندان داشته باش نه مانند ساز چنگ که با یک زخمه مضراب، به فریاد میآید.
تا نگردی آشْنا زین پرده رَمزی نشنوی
گوشِ نامحرم نباشد جایِ پیغامِ سروش
هوش مصنوعی: تا زمانی که با این راز آشنا نشوی، پیامی را نمیشنوی. تنها کسی که به این اسرار دسترسی دارد، میتواند آن را درک کند.
گوش کن پند ای پسر وز بهرِ دنیا غم مَخور
گفتمت چون دُر حدیثی، گر توانی داشت هوش
هوش مصنوعی: ای پسر، به نصیحت توجه کن و در مورد مسائل دنیوی ناراحت نباش. من به تو چیزی باارزش و زیبا میگویم، اگر توانایی درک و فهم آن را داری.
در حریمِ عشق نَتْوان زد دَم از گفت و شنید
زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش
هوش مصنوعی: در محیط عشق، نمیتوان به حرفزدن و شنیدن اکتفا کرد؛ زیرا در آنجا فقط باید با تمام وجود و حواس به عشق توجه کرد.
بر بساطِ نکتهدانان خودفروشی شرط نیست
یا سخن دانسته گو ای مردِ عاقل، یا خموش
هوش مصنوعی: در محفل اهل علم و دانش، نیازی به خودنمایی نیست. تو یا باید با دانش خود سخن بگویی یا اگر چیزی برای گفتن نداری، بهتر است سکوت کنی.
ساقیا مِی ده که رندیهایِ حافظ فهم کرد
آصِفِ صاحبقرانِ جرمبخشِ عیبپوش
هوش مصنوعی: ای ساقی، به من شراب بده تا رندیها و لطافتهای حافظ را درک کنم، همانطور که آصف، صاحب قرآن، توانست عیبها را بپوشاند و گناهان را ببخشد.