برگردان به زبان ساده
هاتفی از گوشهٔ میخانه دوش
گفت ببخشند گنه، مِی بنوش
دیشب در میخانه صدایی از غیب مرا گفت که گناهان را میبخشند شاد باش و می بنوش!
لطفِ الهی بِکُنَد کارِ خویش
مژدهٔ رحمت برساند سروش
لطف و رحمت الهی همهچیز را درست خواهد کرد و مژده و خبر خوش بخشش را سروش میرساند.
این خِرَدِ خام به میخانه بَر
تا مِیِ لعل آوَرَدَش خون به جوش
این عقل نادان را به میخانه ببر تا می ناب و سرخ، او را گرم و زنده کند!
گرچه وصالش نه به کوشش دهند
هر قَدَر ای دل که توانی بکوش
اگرچه وصال او را به کوشش و تلاش نمیدهند اما ای دوست، هرچه میتوانی تلاش کن.
لطفِ خدا بیشتر از جرمِ ماست
نکتهٔ سربسته چه دانی؟ خموش
لطف و مهر خدا بیشتر از گناهان ماست؛ راز سربسته را چهکسی میداند؟ پس باید خاموش گشت!
گوشِ من و حلقهٔ گیسویِ یار
رویِ من و خاکِ درِ مِی فروش
من برای بندگی یار هستم و سجدهگاه من، خاک در میکده است.
رندیِ حافظ نه گناهیست صَعب
با کَرَمِ پادشه عیب پوش
رندی حافظ گناهی نابخشودنی نیست؛ وقتیکه کار او در دست پادشاه بخششگر عیبپوش است.
داورِ دین، شاه شجاع، آن که کرد
روحِ قدس حلقهٔ امرش به گوش
هوش مصنوعی: داور دین و شاه شجاع، آن کسی است که روحالقدس را به ایستادگی در برابر فرمانش واداشته است.
ای مَلِکُ العَرش مرادش بده
و از خطرِ چشمِ بَدَش دار گوش
ای خداوند بزرگ، آرزوهای او (شاه شجاع) را برآورده کن و او را از آسیبهای چشمهای بد محافظت فرما.