برگردان به زبان ساده
سحر ز هاتفِ غیبم رسید مژده به گوش
که دورِ شاهشجاع است، مِی دلیر بنوش
هوش مصنوعی: در صبحگاهی، خبری از جانب غیب به من رسید که دورِ شاه شجاع است، پس دلیرانه مینوش.
شد آن که اهلِ نظر بر کناره میرفتند
هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش
هوش مصنوعی: افراد با دانش و آگاهی در حال دور شدن از می بودند و در حالی که چیزی نمیگفتند، هزاران حرف و نکته در ذهنشان میگذشت.
به صوتِ چنگ بگوییم آن حکایتها
که از نهفتنِ آن دیگِ سینه میزد جوش
هوش مصنوعی: با صدای چنگ، آن داستانها را روایت کنیم که از درون سینهام به خاطر پنهان بودنشان در حال جوشیدن است.
شرابِ خانگیِ ترسِ محتسبخورده
به رویِ یار بنوشیم و بانگِ نوشانوش
هوش مصنوعی: بیایید در کنار معشوق، شراب خانگی بنوشیم و با صدای شاداب و خوشحالی لحظات را جشن بگیریم.
ز کویِ میکده دوشش به دوش میبُردند
امامِ شهر که سجاده میکشید به دوش
امام شهر که همواره سجادهاش را به نشانه زهد و پرهیزگاری همراه خود داشت دیشب چون در مصرف شراب افراط کرده بود و بدحال شده بود بر روی دوش مردم حمل میشد.
دلا! دلالتِ خیرت کنم به راهِ نجات
مکن به فسق مباهات و زهد هم مَفُروش
هوش مصنوعی: ای دل، میخواهم تو را به سوی نجات هدایت کنم؛ اما نه به گناه و عیاشی افتخار کن و نه زهد و تظاهر به دینداری را به دنیا بفروش.
محلِ نورِ تَجَلّیست رایِ انور شاه
چو قربِ او طلبی در صفایِ نیّت کوش
هوش مصنوعی: جایی که نور و تجلی خداوندی وجود دارد، به شناخت و نزدیکی شاه حقیقت وابسته است. اگر به دنبال نزدیکی به او هستی، باید در پاکی نیّت و هدف خود تلاش کنی.
به جز ثنایِ جلالش مساز وِردِ ضمیر
که هست گوشِ دلش محرمِ پیامِ سروش
هوش مصنوعی: جز ستایش عظمت او چیز دیگری نگو و نخوان، زیرا فقط دلش از رازهای پیام فرشتگان آگاه است.
رموزِ مصلحتِ مُلک خسروان دانند
گدایِ گوشهنشینی تو حافظا مَخروش
هوش مصنوعی: حکما و حکمرانان میدانند که چه کارهایی برای کشور و ملت مفید است، اما تو، حافظ، که در گوشهای نشستهای و به فقر و زهد خود مشغولی، نباید نگران این مسائل باشی و خود را درگیر کُن.