برگردان به زبان ساده
دلم رمیدهٔ لولیوَشیست شورانگیز
دروغوَعده و قَتّالوَضع و رنگآمیز
هوش مصنوعی: دل من از شخصی که جذاب و سرمستکننده است و وعدههای دروغ و رفتارهای مکارانهاش به شدت آشفته و نگران است.
فدایِ پیرهنِ چاکِ ماهرویان باد
هزار جامهٔ تقوی و خرقهٔ پرهیز
هوش مصنوعی: فدای پیراهن پاره و زیبای دختران ماهرو شوم، حتی اگر برای این کار هزار لباس پرهیز و تقوا داشته باشم.
خیالِ خالِ تو با خود به خاک خواهم برد
که تا ز خالِ تو خاکم شود عَبیرآمیز
هوش مصنوعی: با خود تصویری از خال تو را به خاک میبرم، تا اینکه به خاطر این خال، خاک من شود آمیخته به عطر و یاد تو.
فرشته عشق نداند که چیست، ای ساقی
بِخواه جام و گلابی به خاکِ آدم ریز
هوش مصنوعی: فرشتهای که نماد عشق است، نمیداند عشق چه احساسی دارد. ای ساقی، لطفا یک جام و کمی گلاب به زمین بریز.
پیاله بر کفنم بند، تا سحرگهِ حَشر
به مِی ز دل بِبَرَم هولِ روزِ رستاخیز
هوش مصنوعی: پیالهای را کنار قبرم بگذارید، تا در صبح قیامت با نوشیدن شراب، از نگرانی روز رستاخیز رهایی یابم.
فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی
که جز وِلایِ تواَم نیستْ هیچْ دست آویز
هوش مصنوعی: من به درگاه تو آمدم، در حالی که خسته و بیچارهام. تنها چیزی که به آن امیدوارم، محبت و ولایت توست و هیچ چیز دیگری به کمکم نمیآید.
بیا که هاتفِ میخانه دوش با من گفت
که در مَقامِ رضا باش و از قَضا مَگریز
هوش مصنوعی: بیا که دیروز صدای میخانه به من گفت که در حالت آرامش و رضا قرار بگیر و از سرنوشت فرار نکن.
میانِ عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجابِ خودی حافظ از میان برخیز
هوش مصنوعی: بین عاشق و محبوب هیچ مانعی وجود ندارد، اما تو خود، موانع وجودیات هستی. حافظ، از این حجابها و بیخودیت فاصله بگیر.