برگردان به زبان ساده
روی بِنْما و مرا گو که ز جان دل برگیر
پیشِ شمع آتشِ پروانه به جان گو درگیر
هوش مصنوعی: به من بنما و به من بگو که از جانت دل را بگیر، پیش شمع آتش پروانه بگویید که بشود درگیر.
در لبِ تشنهٔ ما بین و مدار آب دریغ
بر سَرِ کُشتهٔ خویش آی و ز خاکَش برگیر
هوش مصنوعی: ما به شدت تشنهایم و در دور و برمان آبی نیست. ای کسی که بر خاکِ مردهٔ خود تکیه کردهای، بیا و از خاک او بردار و به او توجه کن.
تَرکِ درویش مگیر ار نَبُوَد سیم و زَرَش
در غَمَت سیمْ شُمار اشک و رُخَش را زر گیر
هوش مصنوعی: اگر از درویش حمایت نکنی، حتی اگر او پول و ثروتی نداشته باشد، در غم او نگریسته و اشکهایش را بشمار، چون ارزش واقعی او در زیبایی و احساساتش نهفته است.
چنگ بِنْواز و بساز ار نَبُوَد عود چه باک؟
آتشم عشق و دلم عود و تَنَم مِجمَر گیر
هوش مصنوعی: اگر نیازی به عود نیست، چنگ بزن و ساز بزن. مهم نیست، چون آتش من عشق است و قلبم مانند عود میسوزد و بدنم همچون مجمر میسوزد.
در سَماع آی و ز سر خرقه برانداز و برقص
ور نه با گوشه رو و خرقهٔ ما در سر گیر
در جمعهای دوستانه شرکت کن و از دغدغههای دنیوی خود فاصله بگیر و با شادی و نشاط به رقص و پایکوبی بپرداز. در غیر این صورت، برو با خیالات ما زندگی رو سر کن.
صوف بَرکَش ز سر و بادهٔ صافی دَرکَش
سیم در باز و به زر سیمبَری در بر گیر
هوش مصنوعی: نفس خود را از دنیای مادی جدا کن و از می ناب بهرهمند شو، در را باز کن و بگذار نور و ثروت به زندگیات وارد شود.
دوست گو یار شو و هر دو جهان دشمن باش
بخت گو پشت مَکُن، رویِ زمین لشکر گیر
هوش مصنوعی: دوست به تو میگوید که همراه و یار شو و در عین حال باید در برابر دشمنان دو جهان متحد بایستی. خوشبختی به تو میگوید که پشت به او نکن و بر روی زمین آماده مقاومت و ایستادگی باش.
میل رفتن مَکُن ای دوست دَمی با ما باش
بر لبِ جوی، طرب جوی و به کف ساغر گیر
هوش مصنوعی: ای دوست، تمایل به رفتن نداشته باش و کمی با ما بمان. در کنار جوی، شادی را جستوجو کن و لیوانی بگیر در دستانت.
رفته گیر از بَرَم و زآتش و آبِ دل و چشم
گونهام زرد و لبم خشک و کنارم تَر گیر
هوش مصنوعی: از دست رفتهای از من و در آتش و آب دل غمگینم. چهرهام زرد شده و لبهایم خشک هستند، در حالی که کنارم ترس و اضطراب وجود دارد.
حافظ آراسته کن بزم و بگو واعظ را
که ببین مجلسم و تَرکِ سَرِ منبر گیر
هوش مصنوعی: حافظ میگوید: مراسم شادی را زیبا و آراسته کن و به واعظ بگو که بینظارهام و از سخنرانی و خطابهاش دست بردارد.