برگردان به زبان ساده
صبا ز منزلِ جانان گذر دریغ مدار
وز او به عاشقِ بیدل خبر دریغ مدار
هوش مصنوعی: باد صبا را که از سوی معشوق میآید، نباید از دست بدهی و باید به او که عاشق بیدل است، خبر برسانی.
به شُکرِ آن که شِکُفتی به کامِ بخت ای گل
نسیمِ وصل ز مرغِ سحر دریغ مدار
هوش مصنوعی: به خاطر شکرگزاری از اینکه تو، ای گل، به خوشبختی شکفتهای، از نسیم وصال و آواز مرغ سحر دریغ نزن.
حریفِ عشقِ تو بودم چو ماهِ نو بودی
کنون که ماهِ تمامی نظر دریغ مدار
هوش مصنوعی: من در عشق تو مانند ماه نو بودم و اکنون که به کمال خود رسیدهای، برای تو بزرگتر از آنچه هستی، ننگر.
جهان و هر چه در او هست سهل و مختصر است
ز اهلِ معرفت این مختصر دریغ مدار
هوش مصنوعی: دنیا و هر آنچه در آن وجود دارد، چیزی ساده و کوچک است؛ اما از اهل دانش و معرفت نباید به سادگی گذشت و باید به آن اهمیت داد.
کنون که چشمهٔ قند است لعلِ نوشینات
سخن بگوی و ز طوطی، شِکَر دریغ مدار
هوش مصنوعی: اکنون که لبهای شیرین تو همچون چشمهای از قند هستند، سخن بگو و در بیان شیرینیات مانند طوطی، دریغ نکن.
مکارمِ تو به آفاق میبَرَد شاعر
از او وظیفه و زادِ سفر دریغ مدار
هوش مصنوعی: نیکوییها و ویژگیهای تو دامنگیر جهانیان است، پس شاعر را در انجام وظایفش و آماده کردن وسایل سفرش تنها نگذار.
چو ذکرِ خیر طلب میکنی سخن این است
که در بهایِ سخن سیم و زر دریغ مدار
هوش مصنوعی: وقتی از دیگران خوبی و نیکی یاد میکنی، باید بدان که در مقابل تعریف و تمجیدها، باید از مال و دارایی خود نیز دریغ نکنی.
غبارِ غم بِرَوَد، حال خوش شود حافظ
تو آبِ دیده از این رهگذر دریغ مدار
هوش مصنوعی: اگر غبار غم برطرف شود، حال انسان بهتر خواهد شد. حافظ، تو نباید از این درد و اندوه، اشک بریزی و از آن دریغ نکنی.