برگردان به زبان ساده
ساقی حدیثِ سرو و گل و لاله میرود
وین بحث با ثَلاثهٔ غَسّاله میرود
ساقی صحبت از فصل بهار و سایه سرو و لاله و گلهای بستان آمده و زمان آنست که به آیین زردشتیان سه جام شراب برای صفای روح سر بکشیم
مِی ده که نوعروسِ چمن حَدِّ حُسن یافت
کار این زمان ز صنعتِ دَلّاله میرود
هوش مصنوعی: به من شرابی بده که معشوقه جوانِ باغ به نهایت زیبایی دست یافته و حالا خاطرش از مهارت آراستگی و زیبایی به سمت عشق میکشد.
شِکَّرشِکن شَوَند همه طوطیانِ هند
زین قندِ پارسی که به بَنگاله میرود
هوش مصنوعی: همه طوطیان هند به خاطر این کلام شیرین و دلنشین که از زبان پارسی به بنگاله میرود، شاد و خوشحال میشوند.
طِیِّ مکان ببین و زمان در سلوکِ شعر
کاین طفل یک شبه رَهِ یک ساله میرود
هوش مصنوعی: به مکان و زمان دقت کن، زیرا این شعر به تو نشان میدهد که چگونه این کودک با استعداد، به سرعت و در مدت کوتاهی، مسیری را طی میکند که دیگران در یک سال طی میکنند.
آن چشمِ جادوانهٔ عابدفریب بین
کش کاروانِ سِحْر ز دنباله میرود
هوش مصنوعی: چشمان فریبندهٔ آن عابد، مانند جادو، کاروانی از سحر و جادو را دنبال میکند.
از رَه مَرو به عشوهٔ دنیا که این عجوز
مکّاره مینشیند و مُحتاله میرود
هوش مصنوعی: از راه وجود خودش به فریبهای دنیا نرو؛ چون این دنیا مانند زنی پیر و فریبنده است که همیشه در حال فریب دادن دیگران است.
بادِ بهار میوزد از گُلْسِتانِ شاه
وز ژاله باده در قدحِ لاله میرود
هوش مصنوعی: نسیم بهاری از گلزار پادشاه میگذرد و باران صبحگاهی در لیوان لاله جاری میشود.
حافظ ز شوقِ مجلس سلطان غیاثِ دین
غافل مشو که کارِ تو از ناله میرود
هوش مصنوعی: از شوق حضور در محفل سلطان غیاثِ دین غافل نباش، زیرا کار تو با ناله و گریه به نتیجه میرسد.