برگردان به زبان ساده
دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود
تا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود
هوش مصنوعی: شب گذشته در جمع دوستان، دربارهٔ زیبایی موهای تو صحبت میکردیم و تا دیروقت در مورد جذابیت و ریزهکاریهای آن گفتمان داشتیم.
دل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون میگشت
باز مشتاقِ کمانخانهٔ ابرویِ تو بود
هوش مصنوعی: دل که از زیبایی و رفتار تو غمگین و دلتنگ بود، دوباره عاشق و مشتاقِ زیبایی و جاذبهٔ ابروی تو شد.
هم عَفَاالله صبا کز تو پیامی میداد
ور نه در کس نرسیدیم که از کویِ تو بود
هوش مصنوعی: باد صبا از طرف تو پیامی آورد، اما اگر او نبود، هیچکس نبود که از خیابان تو خبری به ما بدهد.
عالَم از شور و شرِ عشق خبر هیچ نداشت
فتنهانگیزِ جهان غمزهٔ جادویِ تو بود
هوش مصنوعی: جهان هیچ اطلاعی از هیجان و آشفتگی عشق نداشت، و این تحریککننده و دلسوزی تو بود که با نگاهی افسونگر، همه چیز را تحت تأثیر قرار داد.
منِ سرگشته هم از اهلِ سلامت بودم
دامِ راهم شِکَنِ طُرِّهٔ هندویِ تو بود
هوش مصنوعی: من که در گرداب گمشدگی به سر میبرم، از جنس افرادی بودم که در مسیر زندگی سالم و درست حرکت میکردند. اما اکنون، گرفتار دام زیباییهای تو شدم که مرا به انحراف کشانده است.
بگشا بندِ قبا تا بگشاید دلِ من
که گشادی که مرا بود ز پهلویِ تو بود
هوش مصنوعی: لباس خود را کمی باز کن تا دل من نیز باز شود، زیرا که دل من به خاطر تو و در کنار تو به آغوش آمده است.
به وفایِ تو که بر تربتِ حافظ بگذر
کز جهان میشد و در آرزویِ رویِ تو بود
هوش مصنوعی: به خاطر وفاداری تو که بر مزار حافظ میگذری، او از دنیای فانی میگذشت و تنها آرزو و آرزویش تو بودی.